تبليغاتX
لیدرهای وحشتناک

شايد بيل گيتس ديگرى خواهد آمد

 

گذار از عصر پاپيروس به فناورى هاى نوين ارتباطى و اطلاعاتى در هزاره سوم، القاكننده خلق دهكده جهانى در مدرنيته امروزى است. دنياى امروزى در جنبه هاى فرهنگى، اقتصادى، تجارى و حتى ارتباطى، حتى قابل مقايسه با ۴ دهه پيش نيز نيست. چنين شكافى در قياس شاخص هاى پيشرفت ملل، هيچ وقت تا اين اندازه شگرف نبود. بين دنياى قرن هجدهم يا دنياى قرن نوزدهم ميلادى، تفاوت هاى فوق چشمگيرى ديده نمى شود. اگرچه اختراع و اكتشافات بزرگى مثل ماشين بخار، تلفن، برق و امثالهم به وقوع پيوست، اما هيچ كدام از اين شاخص ها، جهان كنونى آن دوران را به صورت غيرقابل تصورى متحول نكرد. ولى بين دنياى قرن نوزدهم و دنياى قرن بيستم كه پشت سر گذاشتيم، به اندازه فاصله كره زمين تا كره ماه، تفاوت هاى ماوراى تصور مشاهده مى شود. بشر دهه هاى پايانى قرن نوزدهم، هيچ گاه تصور نمى كرد، روزى آرزوى برادران رايت و داوينچى در مورد پرواز، با ساخت هواپيماهاى غول پيكر و سفر نيل آرمسترانگ به فضا در قرن بيستم، محقق شود. پس مى توان مدعى بود كه دنياى قرن بيست و يكم نيز با دنياى قرن بيستم، بسيار متفاوت خواهد بود و اين تفاوت به حدى غيرقابل تصور خواهد شد كه ما در مورد تفاوت هاى دنياى قرن هجدهم و قرن بيستم سخت مى گفتيم. هزاره جديد را بزرگان ارتباطات و رسانه ها، هزاره ديجيتالى مى نامند. بيل گيتس، رهبر مايكروسافت، يك ماه پيش در كنفرانسى در تگزاس در مورد رويكرد برنامه هاى ديجيتالى اين شركت در دو دهه اخير سخن گفت و افزود: كسب و كار بر بال نوآورى هاى ديجيتالى در عصر ديجيتال، راهى است كه تكنولوژى آى تى به ما خواهد آموخت.
صنعت چندبعدى
اكنون بهترين امكان براى بهتر كردن نرم افزار به خاطر دامنه ابتكارات پيش آمده است. اين دهه را بايد دهه ديجيتال بناميم. همان طور كه مى بينيم، مردم با روش زندگى ديجيتال زندگى مى كنند همانطور كه همه چيز از كاغذ بازى دور مى شود و به سمت ديجيتال مى رود، اين مسئله مبين اين موضوع است كه ارزش افزوده هر چيزى نرم افزارى است؛ قصد شما داشتن اطلاعات بيشتر و بالا رفتن توانايى خود به كمك ابزارهاى جديد است. وقتى من جوان بودم و حدود ۱۵ سال سن داشتم، در حقيقت آغاز صنعت بزرگ كامپيوتر توسط مايكروسافت بود. امروزه، گرايش هاى جالبى در اين صنعت به وجود آمده است. اما به هر حال، اين تكنولوژى هاى نرم افزارى، در واقع سرعت زمان را زياد نمى كنند و بنابراين توانايى نوشتن نرم افزارى كه به صورت مشابه و معادل عمل كند، براى نتيجه گيرى كامل از قطعات سخت افزارى رايانه و بهره برى بيشتر تجارى، ضرورى تصور مى شد. شركت هايى مثل مايكروسافت و اينتل روى تكنيك هاى نرم افزارى جديد ميلياردها دلار سرمايه گذارى مى كنند. قابل توجه است كه بودجه سالانه مايكروسافت براى تحقيق و توسعه بر روى تكنولوژى هاى جديد، حدود ۷ ميليارد دلار برآورد شده است. ما انتظار بالايى داشتيم اما توانايى آن حتى بيشتر از اميد ما شده است. توانايى در داشتن داده هاى بسيار و جاى دادن آن در حافظه اين معنى را مى دهد كه براى بيشتر مشتريان، هزينه و رقم سرورهاى مورد نياز براى مشكلات خود بسيار كاهش پيدا كرده است و حتى وقتى كه با گروه هاى انبوه اطلاعات سروكار دارند، تكنولوژى هاى نوين صنعت ديجيتال، مشكلات را مرتفع ساخته است. حتى فرمت شيوه هاى ارتباطى كاربران براى ارتباط با اينترنت، در حال دگرگونى است. احتمالاً تلفن مكان سريع ترين تغيير است و در آنجا مايكروسافت و شركت هاى ديگر، نرم افزارهاى قوى فراهم مى كنند كه از تلفن يك ابزار اطلاعاتى بزرگ بسازند. تلفن، دستگاهى كه تقويم شما، آگاهى شما از نرم افزار تجارى خود و موارد ديگر در آن است، امروزه ابزارى ممتاز براى خلق تكنولوژى هاى جديد است. به همين دليل بود كه مايكروسافت به فكر سيستم عامل جديدى براى موبايل درآمد و حتى منجر به ساخت PC MOBILE شد كه در سال ۲۰۰۶ به بازار عرضه شد و با استقبال گسترده كاربران مايكروسافت برخوردار شد. يك PC هفت اينچى ارزان، امروز تكنولوژى كوچك قابل حمل و مطمئنى را براى هر كس كه مى خواهد داده هايش كنارش باشد، فراهم كرده است. در مورد رفتن به جلسات، اكنون كامپيوترهاى قابل حمل باعث افزايش اطلاعات در جلسات مى شود، شما مى توانيد يادداشت برداريد، اطلاعات در اختيار ديگران بگذاريد، مى توانيد سئوالى را بدون اجبار در استفاده از صفحه كليد، جست وجو و پيگيرى كنيد. سيستم fingure touch در پى سى موبايل و نرم افزار آن، چنين امكانى را فراهم كرده است.
اقتصاد ديجيتالى
ديجيتالى كردن اقتصاد يك عامل بزرگ در رفتار اقتصادى فعالان حوزه فناورى اطلاعات و ارتباطات روز است. اقتصاد ديجيتالى، مسيرى را فراهم كرده است كه با خلق نوآورى هاى ديجيتالى، مى توان كار را براى شركت هايى كه از طريق كانال سنتى، فروش دارند آسان كرد. اين رهيافت، فروش هميشه در دسترس (online) را براى به دست آوردن بهترين سيستم ها براى مشترى فراهم مى كند. به اعتقاد بيل گيتس، دنيا هنوز در اول اين ديجيتالى شدن قرار دارد. بيشترين محدوديت ها شامل شماره تلفن هاى زياد و كاغذهاى بسيار هنوز هست اما سال به سال عوض خواهد شد و از حجم مشكلات كاغذبازى و بوروكراسى و امثالهم كاسته مى شود. گيتس در مقاله اى كه ۷ آوريل ۲۰۰۶ در نشريه فورچون منتشر كرد اعلام كرد كه در اتاق كارش، فقط ۳ مانيتور وجود دارد كه از آنها براى نگارش نامه ها، ارسال اى ميل ها و بررسى نرم افزارها استفاده مى كند. يعنى نفى مطلق كاغذ! اقتصاد ديجيتالى از نگاه بيل گيتس، رمز و رازهاى فراوانى دارد كه در دنياى كسب و كار ديجيتالى، افراد زيادى به آن آشنا نيستند. اسرار كسب و كار ديجيتالى و كسب موفقيت در اين دنياى پيچيده و پويا، مسائلى است كه تجربه، نوآورى و خلاقيت كارآفرين، زمينه هاى بروز آن را شكل مى دهد. مايكروسافت در ژوئن ۱۹۹۶ تنها ۲ ميليارد دلار درآمد خالص داشت در حالى كه اين رقم در سال گذشته ميلادى به ۱۲ ميليارد دلار رسيد. مثل گيتس در دنياى ديجيتالى سيليكون ولى، افراد زيادى يافت نمى شوند. اما افرادى مثل لرى پيج (رهبر گوگل)، جف بزوس (رهبر سايت آمازون) و جرى يانگ ( رهبر ياهو)، اين راه را تا حدودى ياد گرفته اند. اگرچه لرى اليسون رهبر اوراكل و بزرگانى چون فيورينا كارولينا رهبر مستفعى اچ پى، از اقتصاد بر بال فناورى اطلاعات و ارتباطات سودهاى زيادى كسب كردند، اما رفتار سازمانى اقتصاد ديجيتالى گوگل، ياهو، آمازون و مايكروسافت با بقيه متفاوت است. مديريت ۶۳ هزار كارمند در مايكروسافت كه حدود ۱۹ درصد آنها را افراد زير ۲۹ سال تشكيل مى دهد، برنامه ريزى و سازماندهى مستحكمى مى طلبد. يك مديريت ماتريسى غيرمتمركز اما وابسته به ابزارهاى مديريتى و برنامه ريزى نوين در راستاى بسيج بهترين منابع انسانى براى خلق نوآورى هاى تكنولوژيكى بديع، شاخص هاى يك پيروزى ديجيتالى از نوع موفقيت مايكروسافت هستند. در واقع به زودى افزايش اثربخشى و بازدهى كارى با استفاده از فناورى هاى ديجيتالى به وجود مى آيد و بنابراين هر ساله دگرگون خواهد شد. اكنون روياى ما در اين صنعت به تحقق پيوسته است و هر بخش نرم افزار با بخش ديگر نرم افزار حرف مى زند بدون اين كه به زبان نوشته شده يا سيستم عامل و سخت افزار مربوطه سازگارى خاصى وجود داشته باشد. اين قدرتى است كه نرم افزار در اختيار توسعه تكنولوژى هاى ارتباطى روز داده است. از خاصيت هاى عمده تكنولوژى هايى كه بر اساس نوآورى در ICT خلق مى شوند، مشترى مدارى و ابداع فضايى براى استفاده بهتر مخاطب است. امسال ارتباط كاربرى پيشرفته در ويندوز را با سيستم عامل ويستا (vista) مشاهده خواهيم كرد. جايى كه كاربر مى تواند دگرگونى قابل تاملى را مشاهده كند. زمانى كه از ويستا (ويندوز) استفاده مى كنيد، احساس رضايتمندى و قابليت هاى بصرى خواهيد داشت. مايكروسافت در سال آينده با ارائه آفيس ۲۰۰۷ همگرايى كمى متفاوت تر از قبل به وجود آورده است. Customized شدن امتياز مهم براى كاربران است كه نسخه هاى بعدى مايكروسافت توجه زيادى به آن معطوف كرده اند. انعطاف پذيرى و سهولت كاربردها در واقع بستگى به سازمان دهى كاربرد به عوامل متنوعى دارد. وقتى درباره طراحى جهت داده شده خدمات سخن مى گوييم، فكر مى كنيم درباره كاربردها حرف مى زنيم. اين سئوالى است كه در راس موضوع و پاسخ اين است كه طراحى همه اين موارد را حمايت مى كند. تحقيق مايكروسافت مثل يك جواهر روى تاج است و كار را به سوى تكنولوژى هاى جديد صفحه نمايش هدايت مى كند. وقتى درباره تحول نرم افزارى فكر مى كرديم اين بود آنچه كه در فكر داشتيم و آنچه كه مى توانيم انجام دهيم مسيرى است كه سطح جديدى براى كاربردها ايجاد كند. طورى كه تركيب تكنولوژى پايه اى و شناخت پيچيدگى هاى نيازهاى واقعى كاربرد، طورى تلفيق شوند كه نرم افزار جادويى ساخته شود و امكانات زيادى را براى همه ارائه دهد.نرم افزار به عنوان يك سرويس، زمينه بسيار مهمى است و بايد به آن بسيار باور داشته باشيم. منظورم اين است كه در واقع به سال ها پيش برمى گردد، ۷ سال پيش ما اولين شركت خود را براى نرم افزار به عنوان يك سرويس داشتيم. اما تغيير روابط بسيار بوده و سه سال بعد، ما به شما مى گوييم كه نرم افزار جديدى بخريد، مدلى كه نرم افزار هميشه متصل است، مى توانيد ببينيد مشكل چيست، جايى كه عملكرد خوب است و جايى كه مشكل وجود دارد، مى توانيد از نرم افزار مدرن بر اساس مبنا استفاده كنيد، نرم افزار به عنوان يك سرويس تغيير رابطه بين ما و مشتريان ما است. اكنون در هر يك از موارد دسك تاپ، سرور و سرويس موارد زيادى براى تشريح وجود دارد. برخى افراد فكر مى كنند كه آنها از يكى به ديگرى تغيير مى كنند چون در تشريح انجام شده شركت نمى كنند.
نكته آخر
كسب و كار بر بال نوآورى هاى ديجيتالى به سبك آقاى گيتس، ۳ مسئله عمده را نشان مى دهد كه توجه شايان به آن، مى تواند بستر موفقيت هاى قابل تاملى باشد. نخست، توجه به منابع انسانى كارا، علاقه مند، متخصص و چندبعدى است. شركت هاى بزرگ ديجيتالى جهان، هيچ گاه متخصصان تك بعدى را به استخدام خود درنياوردند. نكته دوم، سرمايه گذارى بر روى R&D براى خلق تكنولوژى هاى اثربخش در دنياى ديجيتالى است. لابراتوارهاى تحقيقاتى گوگل يا برنامه هاى توسعه اى مايكروسافت، نمونه هاى عينى از ارزش شناسى چنين رفتارهاى درون سازمانى براى توسعه تكنولوژى ديجيتالى است. و در نهايت، موفقيت در كسب و كار ديجيتالى، به وحدت رهبرى در عين توجه به استقلال در واحدهاى عملياتى سازمان هاى ديجيتالى براى حفظ شاخص هاى تخصص گرايى نيازمند است. شناخت رازهاى نوآورى هاى ديجيتالى بيل گيتس و تحليل پاتولوژى آن، رهيافت هاى جالب و ارزنده اى را به ارمغان مى آورد كه همواره مهم و جالب هستند. آيا قرن بيست و يكم آمريكا بيل گيتس ديگرى خواهد ديد؟ شايد اين بيل گيتس، اين بار در آسيا پيدا شود. تعجب نكنيد.

+ نوشته شده در  85/03/05ساعت 16:6  توسط حسن  | 

 

اصل برگ برنده چنين مي گويد :

       

            " تفاوت هاي جزيي در قابليت ها ، مي تواند منجر به تفاوت هاي بزرگي در نتايج شود . "

 

در صورتي كه اصول زير را در تصميم گيري هاي روزانه به كار گيريم ، كارايي بيشتري پيدا خواهيم كرد و مي توانيم افراد بهتري را جذب و حفظ كنيم ، خدمات و توليدات بيشتر و بهتري را ارائه دهيم ، هزينه ها را عاقلانه تر كنترل كنيم ، رشد و توسعه قابل پيش بيني تري داشته باشيم و سود با ثبات تري به دست آوريم یك تصميم قاطع براي انجام كاري متفاوت مي تواند تمام زندگي تان را دگرگون كند . تنها بايد از خودتان بپرسيد : آيا به كارگيري اين اصل برايم مفيد خواهد بود ؟ و مطمئن باشيد كه همين طور است . هر چه زندگي خود را با اين اصول همسوتر كنيد ، خوشبخت تر و موفق تر خواهيد بود . هيچ محدوديتي هم وجود ندارد .

 

1-  اصل علت و معلول :

براي هر اتفاقي دليلي و براي هر معلولي علتي وجود دارد . ارسطو مي گفت : " ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه در آن اصول و قوانين حاكم هستند ، نه اتفاقات . "

مبناي هر معلول ، علت يا علل خاصي است و هر عمل يا علتي داراي اثر است حتي اگر آن را نبينيم يا نپسنديم . موفقيت اتفاقي نيست . موفقيت يك معجزه نيست و ربطي هم به شانس ندارد . در كتاب مقدس انجيل اين مطلب با عنوان اصل كاشت و برداشت مطرح شده : " هر چه را كه انسان بكارد ، همان را برداشت خواهد كرد . " و نيوتن آن را اصل سوم حركت ناميد و چنين گفت : " براي هر عملي ، عكس العملي است مساوي و در جهت مخالف آن . "

مهم ترين اصل موفقيت فردي و كاري اين است كه شما هماني مي شويد كه اغلب به آن فكر مي كنيد . در واقع هر چه را مي بينيد يا تجربه مي كنيد ، نمايش افكار انساني است كه در پشت آن قرار دارد .

روش فوري به كارگيري اين اصل :

1- مهم ترين حوزه هاي زندگي خود مانند خانواده ، سلامتي ، شغل و وضعيت مالي تان را بررسي كنيد .

2- نحوه تفكر در مورد نوع زندگي تان را تجزيه و تحليل كنيد . با خودتان روراست باشيد . ببينيد چه تغييراتي مي توانيد در افكارتان ايجاد كنيد تا در بخشي از زندگي تان بهبودي به وجود آيد ؟

 

2- اصل اعتقاد :

هر چه را كه قبلا به آن اعتقاد داشته باشيد واقعيت زندگي شما مي شود . شما هميشه بر اساس اعتقادات خود عمل مي كنيد . لزوما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چه را باور داريد مي بينيد . بايد دانست كه تعصب يك جور پيش داوري كوركورانه است . هرگز پيش از داشتن اطلاعات كافي قضاوت نكنيد . به خصوص در مورد خودتان و توانايي هايتان پيش داوري نكنيد . بپذيريد كه براي شما محدوديتي وجود ندارد و آن چه را كه ديگران انجام داده اند ، شما هم مي توانيد انجام دهيد . واقعيت اين است كه هيچ كس بهتر و زرنگ تر از شما نيست .

روش فوري بكارگيري اين اصل :

1- ذهن خود را از ترديد و ترس رها كنيد و فرض كنيد هيچ محدوديتي نداريد .

2- با باورهاي محدود كننده اي كه شما را عقب نگه مي دارد ، بجنگيد .

 

3- اصل انتظار :

هر چه را كه با اطمينان ، انتظار وقوعش را داشته باشيد اتفاق مي افتد . شما هميشه در زندگي تان ، با صحبت و فكر كردن درباره وقايع آينده مانند يك طالع بين عمل مي كنيد . هنگامي كه با اطمينان انتظار وقايع خوبي را داشته باشيد ، معمولا برايتان اتفاق مي افتد و عكس اين موضوع نيز صحيح است . مردم نيز درست مانند آينه طرز تلقي شمارا چه مثبت و چه منفي ، به خودتان منعكس مي كنند .

روش فوري بكارگيري اين اصل :

1- به بهترين چيزها فكر كنيد .

2- مرتب به اطرافيان خود بگوييد كه از هر جهت عالي هستند . به خانواده خود بگوييد كه به آنها ايمان داريد و عاشقشان هستيد و به آنها افتخار مي كنيد .

3-از خودتان بهترين انتظارات را داشته باشيد . تصور كنيد بهترين لحظه در انتظار شما است و هر چه كه تاكنون انجام داده ايد صرفا ايجاد آمادگي براي آن لحظات است

4- اصل جذب :

شما يك آهن رباي زنده هستيد كه مدام مردم ، موقعيت ها و شرايطي را كه با افكار اصلي تان همخواني دارند ، به سوي خود جذب مي كنيد .

هر چيزي كه در زندگي داريد ، به علت نحوه تفكر و شخصيت خودتان به طرف شما جذب شده است . شما مي توانيد زندگي تان را عوض كنيد چون قادر به تغيير نحوه تفكر و شخصيت تان هستيد . افكار شما فوق العاده قدرتمندند و داراي نوعي انرژي ذهني هستند كه با سرعت نور حركت ميكنند . اين انرژي به قدري لطيف است كه از هر مانعي عبور مي كند .

روش فوري به كارگيري اين اصل :

1- خودتان را به خاطر همه چيزهاي خوبي كه به زندگي تان جذب شده اند ، تحسين كنيد . سپس چيزهايي را كه مورد پسندتان نيست شناسايي كنيد و مسئوليت كامل آنها را به عهده بگيريد

5- اصل ارتباط :

دنياي بيروني ، انعكاس دنياي دروني شماست و با نحوه تفكر شما ارتباط دارد .

اين اصل عجيب ، علت اغلب خوشبختي ها و ناكامي ها ، موفقيتها و شكستها ، بزرگي ها و فرومايگي هاست . گاهي اين ارتباط را " معادل ذهني " مي نامند . واقعيت اين است كه شما نمي توانيد به هدفي در دنياي بيرون برسيد مگر اين كه اول آن را در درونتان خلق كرده باشيد . روابط شما هميشه انعكاس چيزي است كه در درون شماست . ديدگاه ها ، سلامتي و وضعيت مالي تان ، انعكاس همان چيزي است كه بيشتر اوقات به آن فكر مي كنيد . شما در دنيا تنها يك چيز را مي توانيد كنترل كنيد و آن هم طرز تفكر خودتان است .

روش فوري بكارگيري اين اصل :

1- به دنبال چيزهايي باشيد كه دنياي بيروني ، انعكاس تفكرات ، احساسات و باورهاي دروني شماست .

2- معادل ذهني آن چه را كه مي خواهيد در زندگي بيروني تان داشته باشيد ، بسازيد .

 

از كتاب 100 اصل شكست ناپذير موفقيت در كار و زندگي

+ نوشته شده در  85/03/05ساعت 16:0  توسط حسن  | 

 

 (رهبری یعنی توانایی و اراده بسیح زنان و مردان برای تحقق هدفی مشترک و برخورداری از شخصیتی که اعتماد برانگیزد)

چگونگی برخورد رهبران با  رویدادها  و پیش آمدهای زندگی، نشانه بارز شخصیت آنهاست.بحران، لزوما شخصیت انسان را نمی سازد اما شکی نیست که آن را آشکار می سازد.

انسان در لحظه های دشوار زندگی خویش بر سر دوراهی سازش یا ابراز شخصیت قرار می گیرد.هر وقت که راه  ابراز شخصیت را برمی گزیند ، ولو با پیامدهای ناگوار و منفی روبه رو شود، نیرومندتر

 می گردد. رشد شخصیت در کانون رشد هر انسانی قرار دارد،چه رهبر باشد و چه نباشد.شخصیت به حرف نیست، به عمل است.

اگر قول و عمل رهبر  یکی نبود ، دلیل ضعف را در شخصیت او بیابید.

استعداد خدادادی است، اما شخصیت دست خود ماست.

شخصیت ما به دست خود ما و گزینش خود ماست. هر بار که راهی راانتخاب می کنیم گامی در راه ایجاد  شخصیت  خود بر می داریم -در شرایط  دشوار جا می زنید یا از درون  آن راه  خود  را باز می کنید ، حقیقت را می پیچانید یا زیر بار سنگین آن راست می ایستید،مفت می خورید یا بهای آن رامی پردازید.شخصیت،جای شما رادر دل مردم باز می کند. رهبران راستین همیشه با مردم سر و کار دارند.اگر تصور می کنید که رهبری می کنید اما پیروانی ندارید ، فقط برای خودتان گام برمی دارید.هیچ رهبری نمی توانداز مرز شخصیت خود فراتر رود.

شاید تا حالا آدمهای با  استعدادی رو دیدید که  بعد  از رسیدن  به سطحی از کامیابی  با  سر به زمین خورده اند؟ کلید فهم این پدیده شخصت است.

استیون برگلاس روانشناس  و مولف کتاب نشانگان کامیابی می گوید:کسانی که به قله های کامیابی پا می گذارند، اما شالوده  شخصیتی لازم برای حفظ آن را ندارند، زیر فشار  روحی  به سوی فاجعه گام برمی دارند.او معتقد است که در یک یا چند چاله از چهار چاله می افتند:چاله کبر و خود پسندی چاله دردناک احساس تنهایی

چاله ویرانگر ماجراجویی چاله هرزگی جنسی هنگامی که دیگران را در خانه،محیط کار  و در جامعه هدایت میکنید،بدانبد که مهم ترین دارایی شما شخصیت شماست.مراقب باشید که مبانی اخلاقی شما مورد شک و تردید قرار نگیرد     

     *راه های ارتقاء شخصیت:

درزها را پیدا کنید.

الگوها را بیابید.

تقصیر خود را به گردن بگیرید.

شخصیت خود را از نو  بسازید.

 

و بالاخره شخصیت یعنی :  درون بزرگتر از برون داشتن...

+ نوشته شده در  85/02/12ساعت 23:17  توسط حسن  | 

 

 

(بیشتر سعی کنید تا دیگران خودشان را باور کنند تا شما را)

بسیاری از مردم جاذبه را چیز مرموزی میدانند،که تقریبا قابل تعریف نیست و فکر میکنندکه جاذبه(کاریزما)مادرزادی است.اما این پندار خطاست.

جاذبه، به بیانی ساده، توانایی کشیدن مردم به سوی خویش است.جاذبه هم مثل بقیه ویژگیهای شخصیتی پروردنی است.

برای اینکه مردم به سوی شما جذب شوند باید خود را به صفات زیربیارایید:

·         عشق به زندگی

مردم از کسی لذت می برند که از زندگی لذت ببرد.فکر کنید که به همنشینی  و همراهی با چه کسانی راغب هستید؟چه تصویری از آنها در ذهن دارید؟بداخلاق؟ترش رو؟افسرده؟

طبیعی است که هیچکدام.

اگر می خواهید مردم را  به خود جذب  کنید باید مانند کسانی  باشید که از حضور آنها لذت می برید.

·         بر توانایی ها ونقاط قدرت اشخاص انگشت بگذارید.

      مطالعه ای که روی صد میلیونر خودساخته انجام شد فقط یک وجه مشترک رابین آنان نشان داد.همه این مردان و زنان بسیار موفق فقط خوبی های مردم را می دیدند.

·         مردم را امیدوار کنید.

      اگر دل  دیگران را به  نور امید روشن کنید، شیفته شما می شوند و مهرتان را در دل خویش جای می دهند.

·         خیر برسانید.

       دیگران را از خرد و درایت ، منابع وحتی از فرصتهای خاص خود بهرمند سازید. وقتی پای جاذبه به میان می آید، جان کلام این است که به فکر دیگران باشیم.

باید بدانید که یکی از این عوامل سد راه جاذبه شماست:

1.    غرور

2.    عدم اعتماد به نفس

3.    دمدمی مزاج بودن

4.    وسواس

5.    بدگمانی

راه دستیابی:

برای پرورش نیروی جاذبه خویش این کارها را بکنید:

1.    کانون توجه خود را عوض کنید.

ارتباط  خود را با مردم زیر نظر بگیرید. تصمیم بگیرید که از این  پس  کفه ترازو را به نفع دیگران سنگین کنید.

2.    در برخورد اول تاثیر خوبی بر طرف بگذارید.

کسی را که برای نخستین بار می بینید،تا می توانید سعی کنید که بر او اثری خوب بگذارید . نام او رابپرسید.نامش را بپرسید و به خاطر بسپارید. به علایقش علاقه نشان دهید.مثبت باشید و از همه مهمتر

به گونه ای با او رفتار کنید که گوئی آراسته به همه کمالات است.

3.    خیر برسانید.

هدف بلند مدتتان این باشد که منایع  خود را با دیگران تقسیم کنید . فکر کنید که امسال چگونه میتوانید زندگی اطرافیانتان را بهتر کنید.

و بالاخره این که بزرگترین نیکی  شما در حق دیگران این نیست که  بخشی از ثروت خود را به آنها ببخشید بلکه این است که ثروتهای خودشان را بر آنان برملا سازید...

+ نوشته شده در  85/02/12ساعت 23:14  توسط حسن  | 

بازاریابی شبکه ای Network Marketing  

 

مقدمه

 

Network Marketing  مدل تجارت قرن 21 است .تنها در آمریکا هر ساله بیش از 10 میلیارد دلار کالا و خدمات از طریق این صنعت عرضه می گردد و هر روزه افراد و شرکتهای بیشتری به آن می پیوندند.

 

می پرسید چرا؟ زیرا شانس برابری به همه افراد برای کسب ثروت ، موفقیت ، استقلال و امنیت میدهد.

 

شرکتهای NetworkMarketingمحصولی را که خود تولید کرده اند می فروشند (البته گاهی ممکن است شرکتی محصولاتش را برای فروش به آنها واگذار کند). بازاریابی و فروش محصولات توسط توزیع کنندگان مستقل صورت می گیرد و در مقابل، شرکت بابت بازاریابی به افراد پاداش یا پورسانت می دهد.

شبکه توزیع کنندگان محصولات به تدریج هم از نظر قدرت و هم حجم افزایش می یابد اما این افزایش بعد از اولین عضوگیری ، فقط محدود به تلاش یک نفر نیست . البته در آغاز، تلاش و زمان زیادی برای ساختن یک گروه یا زیر مجموعه خوب لازم دارید ، که گاهی یک تا دو سال به طول می انجامد اما این مدت با آموزش صحیح بسیار کمتر می شود. این فکر که Network Marketing شما را " یک شبه ثروتمند می کند" از ذهنتان دور سازید. علاوه بر این هرگز تصور نکنید Network Marketing به معنی "کار نکردن " است چون اینطور نیست.

همه ما روزانه به نوعی Network Marketing را بکار می بریم . مثلا وقتی از غذای یک رستوران لذت برده اید و به دوستتان توصیه می کنید غذای فلان رستوران را امتحان کند . اگر دوست شما هم، آنجا را به نفر سومی معرفی کند و رستوران بابت این بازاریابی به شما و دوستتان پاداش بپردازد یک طرح Network Marketing پیاده شده است. در این حالت شما یعنی اولین معرف، یک بالاسری یا Up Line  و دو نفر دیگر، DownLine شما یا زیرمجموعه نامیده می شوند. فرض کنیم هزینه متوسط شام در یک مکان با امکانات تفریحی  50 دلار باشد . و شما این مکان را به 5 نفر معرفی کنید و آنها هم به 5  نفر دیگر . یعنی در مرحله چهارم حدود 780 نفر داریم که در مجموع 39،000 $ فروش رستوران می باشد  و اگر به شما 10% پاداش دهد حدود 3،900$ دریافت می کنید و اما اگر این افراد مجددا به رستوران بروند باز هم 10% پاداش خواهید داشت . به نظر شما این عالی نیست؟ عملکرد Network Marketing چنین است.

شرکتهایی که به روش بازاریابی شبکه ای محصولات خود را عرضه می کنند ، درآمدهای اینچنینی را بابت حذف هزینه بالای تبلیغات به افراد می دهند . این شرکتها فقط زمانی پاداش می دهند که مشتری جدید یک خرید کرده باشد. این پاداش شامل کلیه خریدهای غیر مستقیم،  یعنی آنچه توسط زیر مجموعه ها انجام می شود هم می گردد . 

 

تاریخچه مختصری از Network Marketing

 

*     شرکت مکمل های غذایی

Carl Rehnborg را به عنوان نخستین فردی می شناسند که طرح سود رسانی را برای فروش محصولات مکمل غذایی  درسال 1945 به کار برد شرکت او که در ابتدا " شرکت ویتامین کالیفرنیا" نام داشت بعدها به نام شرکت مکمل غذایی Nutrilite Products Inc  تغییر نام داد. طرح سود رسانی وی یک طرح 3 لایه ای بود که به هر توزیع کننده اجازه میداد 3 درصد کمیسیون بابت فروش زیر مجموعه ها  به اضافه کمیسیون بابت فروش محصول توسط خودش دریافت کند ، با این شیوه شرکت موفقیت بسیار بالایی نسبت به روش فروش مستقیم کسب کرد

*    شرکت AMWAY

در سال 1959 دو دوست به نامهای  Rich devos و Jay van andelطرح سود رسانی را اصلاح نموده و محصولات پاک کننده همه کاره را به بازار عرضه نمودند. این طرح موفقیت باور نکردنی در سر تا سر آمریکا برای شرکت به ارمغان آورد این دو نفر خود را از توزیع کنندگان شرکت Nutrilite  بودند که پس از جدایی از شرکت ، به فکر روش بهتری برای فروش افتادند.  امروزه Amway  یکی از شرکتهای پیشرو در زمینه بازار یابی چند لایه در دنیا  می باشد. 

*      دوره های بازار یابی شبکه:

امروزه این شیوه بازاریابی رشد روز افزونی در دنیا دارد و شرکتهای زیادی محصولات و خدماتشان را با این روش به فروش می رسانندRichard  poe  در کتاب موج چهارم (بازاریابی شبکه ای قرن 21) آنرا به چهار مرحله یا فاز تقسیم کرده است.

 فاز محدود یا نامحسوس  The Underground Phase ................. 1979-1945

 فاز تکثیر یا ازدیاد  The Proliferation Phase .........................  1989 - 1979

 فاز بازار انبوه  The Mass Market Phase ................................ 1990- 1999

 فاز جهانی   The Universal Phase .................................................2000

 

*    اگر نمی توانی شکستشان بدهی ، به آنها بپیوند . "If You Can't Beat 'Em, Join 'Em"

جالب است بدانید بیشتر شرکتهای اصلی در صنعت NetworkMarketing ، شرکتهایی با " روش فروش مستقیم " بوده اند . پس از کشف قدرت خارق العاده بازار یابی شبکه ای ،سایر شرکتهای فروش مستقیم متمایل به تغییر پلان خود شدند . به زعم ریچارد پو آنها سر انجام پذیرفتند " اگر نمی توانی شکستشان بدهی ، به آنها بپیوند ."

 در سال 1990 - 75% اعضاء مجمع فروش مستقیم Direct Selling Association   به روش کمیسیون های مستقیم، کار می کردند ولی در اواخر این دهه تعداد به کمتر از 23% رسید . طرحهای MLM و  Network Marketing امروزه توسط بیش از 77% شرکتهای عضو DSA استفاده می شود.

 

چرا Network Marketing ؟

 

بازاریابی شبکه ای ،  و بازاریابی چند لایه ای MLM  همگی اصطلاحاتی هستند که به یک نوع "مدل تجاری" Business Model اشاره می کنند. با وجود قضاوت نادرست بسیاری افراد و همچنین علی رغم بکار گیری نادرست، توسط برخی افراد غیر آگاه، بازاریابی شبکه ای از پتانسیل اجرایی استثنایی برخوردار است . در هر شاخه چندین سیب خراب وجود دارد و در این صنعت گاهی بیش از آنچه انتظار می رود.

اما در صورتی که بتوانید یک شرکت تجاری "شایسته" را بر گزینید ، می توانید نتایج فوق العاده ای کسب کنید. بازاریابی شبکه ای بر خلاف تجارت های سنتی یا تجارت franchise  ، تنها مدل تجاری است که از سه مزیت مهم به یکجا بهره می گیرد و ترکیب این سه عامل است که به مدل تجاری بازاریابی شبکه ای ، پتانسیل اجرایی خارق العاده ای میدهد. هیچ تجارت دیگری را سراغ ندارم که این سه عامل قدرتمند را با سرمایه اندک و زمان کوتاه به خدمت بگیرد. حال آنکه پیوستن به  Network Marketing فقط با خرید یک کالا امکان پذیر است .

 

با محبوبیت و عمومیت اینترنت فرصت های زیادی در اختیار عموم قرار گرفته است. هر یک ازما قطعا بارها با پیام های "سریع و ساده پولدار شوید" بر خورد کرده ایم اما در این میان فقط تعداد محدودی از این هزاران مورد، یک فرصت واقعی برای کسب ثروت هستند. به عنوان مثال من اخیرا ایمیلی دریافت کرده ام که ادعا دارد "بهترین پلان سود رسانی" را دارد و در ماه بیش از 000/400 $ پورسانت می پردازد و تا به حال بیش از 000/650 نفر از این درآمد ها آن بهره مند شده اند.این ارقام، ما را به هیجان می آورند اما  با کمی دقت در می یابیم، اگر چنین باشد آنها به طور متوسط به هر فرد در مجموعه 61/0$ یعنی 61 سنت می پردازند و ادعا می کنند که برخی افراد می توانند تا حدود 000/10$ در ماه درآمد کسب می کنند . اگر چنین باشد با متوسط 61 سنت برای هر فرد، برای عده کثیری هیچ پولی باقی نمی ماند .

 

اما بگذارید این گونه شروع کنیم. سیستم های آموزشی، ما را ترغیب می کنند آنچه می دانیم برای خود به عنوان راز نگه داریم وخود را برای یک"شغل"و نه یک"فرصت تجاری کارگشا" آماده کنیم . از این میان برخی می خواهند رئیس خود باشند ولی از آنجا که شهامت لازم برای کسب موفقیت در خارج ازحیطه امن خود را ندارند نمی توانند به بسیاری از خواسته هایشان برسند . برخی دیگر از کار خود و شیوه زندگی خود راضی هستند و چیز بیشتری نمی خواهند و برخی دیگر همیشه از شکست می هراسند .اما شمایی که می خواهید به بی نیازی مالی برسید و کنترل زندگی خود را به دست بگیرید بدانید :

سه مزییت موفقیت در بازار شبکه ای عبارتند از:

              

Residual Income

درآمد رسوبی  یا دائمی

1

Leverage

مضاعف سازی (پول و زمان و انرژی)

           2

Duplication

تکثیر و رشد هندسی (همانند سازی)

           3

  

        1-      درآمد رسوبی Residual  Incomeچیست ؟

 یک نوع درآمد دائمی که معمولا زمانی به دست فرد می رسد که وی انجام آن را به اتمام رسانیده است . راههای زیادی برای کسب درآمد رسوبی که گاهی درآمد دائمی نامیده می شود وجود دارد ولی بسیاری هرگز به آن نیاندیشیده اند . و متاسفانه اینگونه راهها هم از دسترس عامه مردم به دور بوده اند . یک نمونه از این نوع درآمدها برنامه های تلویزیونی است که به دفعات روی آنتن می روند و به ازائ هر بار پخش به سازندگان آن پول پرداخت میشود.  نویسندگان نیز درآمد رسوبی دریافت می کنند که به آن Royalties  یا حق التالیف می گویند. هنرپیشه گان ، موسیقیدانان و شرکتهای بیمه از حرفه های آشنایی هستند که با این روش کسب درآمد میکنند.

 

درآمد رسوبی –  درآمدی که با انجام کار فیزیکی درگیر نیست  – کلید ثروت و دولتمندی است .

 

شاید ساده ترین و بهترین مثال درآمد رسوبی انفعالی Passive Residual Income ، سودی است که به پول شما در بانک تعلق می گیرد.

اجازه دهید برای درک این نوع درآمد شما را با مفهوم " میلیونر مجازی "  Virtual Millionaire آشنا کنم . فرض کنید شما یک میلیون دلار در بانک دارید که سودی برابر 6% به آن تعلق می گیرد . بنابراین درآمد سالیانه ای برابر 60،000 دلار ( قبل از پرداخت مالیات) کسب می کنید در این صورت با این منبع درآمد انفعالی ،شما  یک میلیونر مجازی می باشید. میلیونر مجازی کسی است که هر ماه پول خوبی دریافت می کند چه در آن مقطع به کار اشتغال داشته باشد و چه نداشته باشد .

اما مثال دیگر شرکتهای بیمه بازنشستگی  است ، هدف اولیه از این طرحها این است که آنقدر پول انباشته باشید که در هنگام بازنشستگی بتوانید باقی عمر را بادرآمد رسوبی انفعالی آن زندگی کنید.

در بازاریابی شبکه ای می توان در زمانی کوتاه این درآمد رسوبی را با مضاعف سازی و تکثیر در درون یک شبکه به دست آورد.

اولین سوالی که من از افراد می پرسم این است :کدام یک را انتخاب می کنید ، شغلی که بیکباره ماهی 500 دلار به شما بپردازد یا شغلی که از ماهی 10 دلار آغاز می شود اما هر ماه 2 برابر می شود. آنهایی که 500 دلار را انتخاب می کنند یا مشتریان احتمالی خوبی نیستند و یا به آموزش نیاز دارند .این سوال خوبی برای محک زدن افراد است . مسلما ماهی 10 دلار و هر ماه 2 برابر ماه قبل خیلی زود از ماهی 500 دلار سبقت می گیرد.

اما روی دیگر درآمد رسوبی این است که مدتی وقت لازم است تا میوه آن را بچینید . قدرت و زیبایی این کار در انتهای کار است و نه در ابتدا . عبارت " سریع و ساده پولدار شوید " حتی اگر در یک شرکت موفق باشید تعبیر درستی نیست و اکثر افرادی که در Network Marketing  شکست می خورند یا شرکت مناسب را انتخاب نکرده اند یا انتظار نتایج آنی داشته و دلسرد شده اند.

2-      مضاعف سازی Leverage :

طول شبانه روز 24 ساعت است و شما هر چقدر با استعداد باشید و درآمد ساعتی تان هر چقدر باشد اگر از شیوه مضاعف سازی استفاده نکنید وقت کم می آورید. و درآمدتان همیشه در حصار زمان محدود است ولی حتی در یک شبکه NetworkMarketing کوچک شما به نتایج مشابه با 24 ساعت کار ، منتها با درصدی از تلاش تک تک افراد بدست می آورید. مثلا یک نمونه از مضاعف سازی دریافت این مقاله توسط اینترنت است زیرا من مجبور نیستم شما را حضورا آموزش دهم و در جایی دیگر از کره زمین در حال استراحت یا آموزش یا ... هستم.

متاسفانه در بیشتر تجارتهای سنتی تنها کسانی که از مضاعف سازی سود می برند صاحبان و سهامداران هستند. 

ولی آنچه در مدل تجاری Network Marketing حائز اهمیت است این است که هر فردی فرصت یکسانی برای آن دارد که "مالک " تجارت خود شود. ( با پرداخت کثری سرمایه و زمان)

و اما دومین سوال من این است : کدام یک را انتخاب می کنید 100% از تلاش یک نفر یا 5% از تلاش 100 نفر را؟

آنها که100%از تلاش یک نفر را انتخاب می کنند یا مشتریان احتمالی خوبی نیستند و یا نیاز به گذراندن کلاس ریاضیات و آموزش دارند.

مسلما 100 % از یک فقط یک است ولی 5% از 100 ، 5 است و این یعنی 500% افزایش که این مقدار با همکاری افراد گروه بیشتر هم می شود .اگر درآمد شما به فعالیت چندین نفر وابسته باشد و نه یک نفر اتفاقات منفی کمتر در آن اثر می گذارد و قابل اعتماد تر است.

   3-   رشد هندسی    Duplication:

بهترین مثالی که برای رشد هندسی دیده ام مثال یک پنی در روز است که معمولا برای بیان سود مرکب (بی نیاز از مالیات) بکار میرود. اگر شما با روزی یک پنی شروع کنید و هر روز ان را به مدت 30 روز،2 برابر کنید در آخر ماه چقدر جمع کرده اید؟ حدس  بزنید در روز سوم چهار سنت و... آیا متوانید عددی برابر 5 میلیون دلار را باور کنید ؟(دقیقا 5368708 دلار) حیرت آور است .

 این تخمینی از پتانسیل رشد Network Marketing است .اگر من بتوانم به شما بیاموزم ،خودم را دو برابر کرده ام. اگرهر یک از ما یک نفر دیگر را آموزش دهیم خود را 4 برابر کرده ایم و پس از مدتی نتایج باور نکردنی است .

 

 در اینجا لازم میدانم نکته ای را روشن کنم ،شرکت در برخی از برنامه های رایگان مانند عضویت در کلوپهای "جذب زیر مجموعه"DownlineClub که به شما وعده می دهند "ما همه کار برای شما انجام می دهیم" و شما را ثروتمند میسازیم، هرگز نمی تواند درآمد واقعی طولانی مدت برای شما ایجاد کند و باعث افزایش پتانسیل هایتان نمی شود. افرادی هم که جذب این افراد و مکانها می شوند می خواهند سواری رایگان بگیرند و تنبل تر از آن هستند که بخواهند کاری برای تجارتشان انجام دهند.

در جایی خواندهام "طبق آمارهای  IRS در سال 1984 ، 20% میلیونر های جدید از Network Marketing  بوده اند که این رقم در سال 1994 به 50% رسیده است."

من این آمار را باور نمی کنم ولی آنچه مسلم است بسیاری از میلیونر های جدید قطعا از صنعت Network Marketing بر می خیزند.

 

اما حالا وقت استراحت نیست

 

کار شما شبیه به دوچرخه سواری است .اگر از شما بپرسم ترجیح می دهی یک دوچرخه را در سربالایی برانید یا سراشیبی ، بسیاری سراشیبی را انتخاب می کنید ولی برای اینکه از تپه سرازیر شویم اول باید دوچرخه را سر بالا ببریم .راههای زیادی برای رسیدن به بالای قله وجود دارد . برخی سریعتر و برخی دیرتر میرسند.برخی مسیر مستقیم را انتخاب می کنند ، برخی هرگز نمیرسند و برخی همان اول منصرف می شوند. انتخاب با شماست . ما ،شما را درطول مسیر راهنمایی و تشویق می کنیم .

کلام آخر اینکه 

"موفقیت واقعی" در دنیا با میزان پول و داراییهایی که در اختیار دارید تعیین نمی شود. موفقیت واقعی تاثیر مثبتی است که در مسیرتحقق اهداف و رویاهای زندگی تان ، روی سایر افراد می گذارید.

 

یک فرصت تجاری یا سیستم هرمی

 

برخی افراد فرصت تجاری Network Marketing   را با دسیسه هرمی اشتباه می گیرند .البته این تفاوتها به شکل رسمی توسط کمیسیون تجارت فدرال آمریکا(FTC)   روشن شده است. تجارت شبکه ای یا چند لایه ای MLM یک شیوه تجاری قانونی و مشروع است که از یک شبکه مالکان تجاری مستقل، برای فروش محصولات یک شرکت با قیمت عرضه جهانی آن استفاده می نماید. مالک تجاری محصول را به مشتریان پیشنهاد می دهد البته نه از طریق فروشگاه های خرده فروشی ثابت بلکه از طریق ارتباطات رودررو بین مشتری و مالک تجاری. وی می تواند محصول را از طریق واردکردن، برانگیختن ، تامین و آموزش به فروش برساند. سپس پاداشی شامل درصدی از کل فروش گروه مالک تجاری و نیز بابت فروش توسط خود مالک به خرده فروشان، به فرد تعلق می گیرد .  FTC "کمیسیون تجارت فدرال آمریکا" در سال 1979 اولین شرکت Network Marketing در دنیا  کهAmway  نام دارد را یک فرصت تجاری قانونی اعلام کرد که اکنون بیش از 50 سال از شروع کار این شرکت می گذرد.

سیستم هرمی یک طرح غیرقانونی است که شرکت کنندگان پول زیادی را  می پردازند و در عوض از  طریق وارد کردن شرکت کنندگان دیگری که سرمایه گذاری می کنند، به سود می رسند . موسسات هرمی سعی در ایجاد تشابه بین شیوه MLM  و سیستم خود از طریق عرضه یک محصول نمایشی می نمایند . اما تلاشی جهت ایجاد بازار برای محصول به مشتریان نمی کنند و فقط برای وارد شدن افراد، کمیسیون می پردازند.

 

تفاوت بازاریابی چند مرحله ای و بازاریابی شبکه ای (Multi-Level Marketing VS Network Marketing)

 

بسیاری از افراد راجع به تفاوت بازاریابی چند مرحله ای(MLM)  و بازاریابی شبکه ای(NWM)  سوال می کنند. برخی  در صنعت بازاریابی معتقدند این دو تفاوتی ندارند.

تفاوت اساسی بین این دو ، به رابطه بازاریاب ها با شرکت مادر باز میگردد. در MLM لایه های زیادی از افراد محصول را از یکدیگر می خرند و به هم پول می پردازند .شرکتهای Amway  و  Shakleeنمونه های خوبی از این نوع بازاریابی هستند. فقط توزیع کنندگانی که به سطح Leadership  یا رهبری می رسند  مستقیما برای خرید محصولات با شرکت قرارداد می بندند و چک  دریافت می کنند. افراد در سطوح پایین تر محصول را با اندک پول بیشتری ازLeader  خریداری می کنند و در نتیجه Leader  در ازای فروش کامل محصولات به درصدی سود می رسد .  شرکت انعام یا کمیسیون را به Leader  می دهد و او آن را به بین توزیع کننده گان و آنها بین زیر مجموعه های خود  تقسیم می کنند.

بازاریابی شبکه ای از این نظر متفاوت است که افراد مستقیما با شرکت قرارداد می بندند. آنها همگی محصولات را مستقیما و با قیمت یکسانی از شرکت خریداری می کنند و انعامشان را مستقیما از شرکت دریافت می کنند. پس رویه دریافت کالا کوتاه تر از MLM می باشد، در این الگو  نیاز به سیستم های ساماندهی پیچیده نیست پس هم از نظر زمان و هم قیمت به نفع  بازاریاب تازه وارد است .

 

معیار های انتخاب شرکت مناسب  برای بازاریابی شبکه ای

 

در این انتخاب به 6 نکته زیر توجه کنید

1)  اعتبار شرکت : آیا شرکت معتبر است؟ آیا محصولاتش را تضمین می کند؟ اغراق و ادعای باطلی وجود ندارد؟

2) نوع شرکت : آیا شرکت تصمیماتش را با نمایندگان می گیرد یا با سهامداران ؟ شرکتهای publicly treatedکه باید به سهامداران پاسخگو باشند و نه به نمایندگان ، زیاد پسندیده نیستند .

3) محصولات و خدمات : موفقترین افراد در بازاریابی شبکه ای عاشق محصولاتشان هستند. مسلما بازاریابی برای محصولی که خود آن را تجربه کرده و ازآن راضی بوده اید بسیار ساده خواهد بود.

4)   آیاduplication در سیستم تجاری شرکت وجود دارد ؟

5)  مدیریت : مدیریت شایسته یک " باید " در هر تجارتی است .آیا هیات مدیره تبحر و تجربه کافی در امر تجارت دارند. و در تجارت های قبلیشان موفق عمل کرده اند؟

6) طرح سودرسانی شرکت چیست ؟

 

با چشمانی باز " فرصت تجاری مناسب " را انتخاب کنیم.

 

طرح سودرسانی شرکتها (Network Marketing Compensation Plans)

 

طرحهای سودرسانی در بازاریابی شبکه ای متفاوت و به ظاهر پیچیده اند .شما اول باید این طرح یا "پلان کسب و کار" را از شرکت بگیرید و به دقت مطالعه کنید .

طرحهایی که ادعا می کنند بیش از 100% پاداش می دهند ،مدت زیادی دوام نمی آورند و در نهایت عده زیادی متضرر شده و متاسفانه این خود باعث نگرش منفی به کل سیستم بازاریابی شبکه ای می شود. به عنوان یک قانون کلی خوب است به شرکتهایی که بیش از 60% به مشتریان می پردازند خوشبین نباشید.

طرحهای سودرسانی به 4 گروه تقسیم می شوند.

1) Binary : تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود عضو کند،2 نفرمی باشد ولی عضوگیری تا بی نهایت ادامه دارد. ولی چون مثل روشهای دیگر محدودیت درآمد ندارد، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. گرفتن پورسانت در این ساختار علاوه بر تعداد اعضاء زیر مجموعه، به تعادل قرار گرفتن آنها نیز بستگی دارد. یعنی برای گرفتن پورسانت تعداد افراد سمت  چپ و راست یکسان باشد.

4)    Breakaway : ( بیشترین سود و مزایا در مرحله جدا شدن فرد از بالاسری می باشد در صورت رسیدن به شرایط خاص رخ می دهد.) تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود جذب می کند، نامحدود است. ولی عضوگیری تا 10 مرحله ادامه می یابد. یعنی محدودیت سطح در آن وجود دارد.

5)     Matrix : تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود جذب می کند از 2 تا 7 نفر هستند و برای نفر هشتم پورسانت پرداخت نمی شود. عضوگیری از 5 تا 50 سطح است . یعنی محدودیت سطح در آن وجود دارد.

6)     Unilevel: تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود جذب می کند، نامحدود است. ولی عضوگیری در سطح های بعد، از 5 تا 10 سطح است . یعنی محدودیت سطح در آن وجود دارد.

 

معرفی (FTC( Federal  Trade Commission

 

کمیسیون تجارت فدرال یک آژانس دولتی مستقل است که در سا ل 1914با تصویب مجلس آمریکا در واشنگتن تاسیس شد.این کمیسیون مسئولیت نظارت بر عملکرد بازار را به عهده دارد و با فعالیتهای فریبنده و ناعادلانه مقابله می کند. رسیدگی به شکایات ارائه شده توسط مشتریان، شرکتها، علیه مراکز تجاری و شرکتها توسط این آژانس انجام می شود. در این میان تشخیص و مقابله با برخی سیستم های ناعادلانه مانند سیستمهای هرمی نیز زیر نظر این کمیسیون می باشد. 

 

چگونه در Network Marketing موفق شویم

 

سه اصل مهم برای موفقیت در این سیستم وجود دارد .

*             شرکت "مناسب" را انتخاب کنیم.

*              روش بازاریابی محصول را بدانیم.

*            بیاموزیم چگونه افراد مناسب برای این کار را انتخاب کنیم .

 

در مورد اول باید بدانید شرکتی که انتخاب می کنید نقش اساسی در موفقیتتان دارد.اگر شرکت مورد نظر دارای یک پلان سود رسانی جامع نباشد و محصولات با ارزشی  را ارائه نکند ، پول، زمان و انرژیتان را هدر می دهید.

مورد دوم توضیح بسیار مفصلی دارد که نیاز به زمان و تمرین دارد و از توضیح آن در اینجا خودداری می کنیم .

در توضیح مورد سوم این نکته را بدانید که برخی افراد، به دنبال یک فرصت مناسب به هر دری میزنند ولی پس از مدت کوتاهی جذب کار یا گروه دیگری می شوند به این امید که کلید خوشبختی را بیابند و در هیچ کاری ثابت قدم نیستند، احتمالا این افراد مشتریان خوبی نیستند.

در مقابل برخی افراد تازه کار و مبتدی، در صورتی که برای آموزششان وقت و حوصله به خرج دهید توزیع کنندگان قابلی میشوند. در آموزشهایتان حتما ابزارهای آموزشی را از شرکت بخواهید و سعی کنید از روشهای جذاب و متفاوت استفاده کنید. در این میان تجربیات افرادی که زیر مجموعه های زیادی دارند کمک زیادی به شما می کند. 

 

منبع:victormind
+ نوشته شده در  85/02/02ساعت 22:25  توسط حسن  | 

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن

چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
‌ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ی: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك

 

برگرفته از دو هفته نامه موفقيت

 

+ نوشته شده در  85/01/30ساعت 0:18  توسط حسن  | 

سلام به تمام دوستان

میخواهم کمی بی پرده بنویسم. درباره بازاريابی شبکه ای و بلايی که سرش اومده. بازاريابی شبکه در چند ماه گذشته در ايران  پر پر شد و سوخت. يکی از ويژگی های بازاريابی شبکه ای اينه که مثل طبيعت می مونه و عناصر نادرست رو از خودش ترد می کنه. مثل قانون بقا می مونه. موجوداتی که کامل نيستن از گردونه حيات حذف می شن. به نظر من روش کار کردن ايرانی ها در بازاريابی شبکه ای باعث شد که اين صنعت ما رو ترد بکنه. بعضی فکر می کنن که اگر مانعی سر راهشون رو گرفت بايد خرد و نابودش کرد ولی گاهی اين موانع در اصل مانع نيستن بلکه راهنما به حساب ميان. پيامشون اينه که آی فلانی داری راه رو اشتباه می ری. من در برابر شرکت هايی که دارن توی ايران فعاليت می کنن جبهه نمی گيرم. بلکه انتقاد من از روش کار دوستان بازارياب در ايرانه.. کمبود اطلاعات باعث اين همه خطا شده. شايد خيلی ها بدونين قانونی که در مجلس تصويب شده شباهتهایی با توصيه های FTC داره.. روش كار ما در ايران در اين چند سال متمركز بود بر عضوگيری كه ممنوعه. محوريت بر ارزشها يا اخلاق يا حتی محصول هم نبوده.( البته هر چند با محصولات وکیشن روال تغییر کرده و محصولات و خدمات جنبه مصرفی گرفته  که این خیلی خوبه چون اگر کسی نتوانست کار کند حداقل از یک محصول با قیمت پایینتر نسبت به بازار استفاده خواهد کرد) دوستانی كه كتاب پنير رو خوندن كلی تبليغ می كنن كه آدم بايد عوض بشه و خودشو با شرايط جديد وفق بده و كلی چيزای ديگه. حالا كه فرصتی پيش اومده كه بتونيم با ذات واقعی بازاريابی شبكه ای آشنا بشيم بايد بجنبيم. دفاع الكی باشه برای يه وقت ديگه. بايد از خاكستر سوخته بازاريابی شبكه ای نادرست در ايران يه بازاريابی شبكه ای صحيح بيرون بياد. خواهش می كنم دقت كنيد. اين فرصت نبايد از دست بره. اين فرصت فقط مال ما نيست. نسل های بعدی از ما توقع دارن. پول رو آخرين چيزی بدونيم كه به عنوان جايزه فعاليت صحيح به ما می رسه و مشكلات مالی ما حل می شه ولی بايد اينو بدونيم كه نه به هر قيمتي. نه به قيمت از بين بردن مفهوم واقعی بازاريابی شبكه اي. شايد يكی از بهترين منابع برای تحقيق و بررسی همون جايی باشه كه اين صنعت در اونجا متولد شد يعنی آمريكا. قوانين اونجا رو مطالعه كنين. لطفا جبهه نگيرين. بذارين سوادمون زياد بشه بعدا شروع كنيم به دفاع. ببينين در كتابهای مختلف چی نوشته. از مربی هايی كه در سطح دنيا معروف هستن استفاده كنيم. ببينيم چه چيزهايی ملاك بازاريابی شبكه ای هستن. خلاصه دوستان عزيزم بيايين اين بار فرصت رو از دست نديم.

+ نوشته شده در  85/01/30ساعت 0:17  توسط حسن  | 

 

 

تا از حال و هوای سال جدید دور نشده ایم مناسب دیدم قسمتی از وصیت نامه ی معروف لویی پاستور را، اول برای خودم و بعد برای دوستان، یادآور شوم تا انشاالله با روحیه و انگیزه ی بهتر این سال را ادامه دهیم.پیام پاستور بسیار زیباست و ناظر بر استفاده از توانمندی های بالقوه ی آدمی است. راستی صرف نظر از آنچه که به مدیران سازمان ها و واحدهای منابع انسانی در ایجاد زمینه های ساختاری و فرهنگی مربوط است، خودمان تا چه اندازه در جهت شکوفایی و تحقق توانمندی های بالقوه ی مان اهتمام ورزیده ایم؟

... در هر حرفه اي كه هستيد نه اجازه دهيد که به بدبيني‌هاي بي‌حاصل آلوده شويد و نه بگذاريد که بعضي لحظات تأسف‌بار - که براي هر ملتي پيش مي‌آيد - شما را به يأس و نا اميدي بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمايشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و سازمان هايتان زندگي کنيد و نخست از خود بپرسيد: "من براي يادگيري و خودآموزي چه کرده‌ام؟" سپس همچنان که پيش‌تر مي رويد، بپرسيد: "من براي کشورم چه کرده‌ام؟" و اين پرسش را آن قدر ادامه دهيد تا به اين احساس شادي‌بخش و هيجان انگيز برسيد که:

 شايد سهم کوچکي در پيشرفت و اعتلاي بشريت داشته‌ايد.

اما هر پاداشي که زندگي به تلاش‌هايمان بدهد يا ندهد، هنگامي که به پايان تلاش‌هايمان نزديک مي‌شويم هر کداممان بايد حق آن را داشته باشيم که با صداي بلند بگوييم:

 

«من آنچه در توان داشته‌ام انجام داده‌ام»

+ نوشته شده در  85/01/30ساعت 0:16  توسط حسن  | 

 

 

WHAT IS MLMIA

To our knowledge, there is no other organization in the world like MLMIA. We are truly unique.

The MLMIA is the not-for-profit, worldwide, professional trade association, started in 1985 by industry professionals, for Network Marketing/Direct Sales/Multi-Level Marketing Companies (Corporate), the Independent Contractors (Distributors) who sell a Company’s goods and services to the end consumer and the people who supply both the Companies and Distributors with those goods and services, the suppliers/vendors that we call (Support).

We are the only organization that has as members all categories that serve our industry (listed above in bold) and the only Association that gives all an equal vote on its Board of Directors.   We feel that all are important to the survival of what has been termed “the last stronghold of the free enterprise system.” Because all sides sit at the table together in good faith, much has been accomplished. Worldwide there are many thousands of members. We hope you will become a part of MLMIA and make it millions.

The Association’s mission is “To Strengthen Network Marketing Around the World” while bringing professionalism and credibility to the industry.

Our Code of Ethics, which each member pledges to uphold, is the MLMIA commitment to our fellow Members, other Network Marketers and the public we serve

MLMIA چیست؟

 

همانطور که می دانیم ، در جهان سازمان دیگری مانند ( MLMIA  )وجود ندارد.  حقیقتا بی نظیر هستیم.

MLMIA تنها برای سود ومنفعت نیست. در سال 1985 انجمن تجارت حرفه ای با مهارت و سخت کوشی در سرتا سر جهان برای شرکتهای Multi - Level Marketing/ Direct Sales/ Network marketing  شروع به کار کرد.  ( شرکت های به ثبت رسیده ) طرفین قرار داد ( تو زیع کنند گان ) به طور مستقل محصولات شرکت را  می فروشند و به همه مشتری ها خدمات می دهند و مردم با خرید این محصولات و استفاده از خدمات ،هم نیاز شرکت ها و هم نیاز تو زیع کنند گان را برآورده می کنند. که ما این تامین کنندگان / فرو شندگان را پشتیبان یا حامی ، می نامیم.

 

ما تنها سازمانی هستیم که افراد را از ا نواع صنف ها و دسته ها و گرو های مختلف برای ارائه کارمان

در اختیار داریم ( در بالا با حروف پر رنگ لیست شده ) و تنها انجمنی هستیم که تمام افراد هیات مدیره

درآن دارای حق یکسان و برابری هستند. ما معتقدیم که همه افراد برای بقای کاری که آغاز شده" آخرین

پایگاه سیستم تجاری آژاد " مهم وا رزشمند هستند. زمانی که همه از هر سو با حسن نیت و صمیمیت دور

یک میز گرد هم می آیند ، بالا ترین ارزش به دست آمده است . هم اکنون در سرا سر دنیا هزار ان نفر عضو این سازمان هستند و ما امیدواریم شما نیزدر آینده قسمتی از  MLMIA شوید  و شمار اعضای این سازمان را به میلیونها برسانید.

 

هدف این سازمان" تقویت   Network marketing در سراسر جهان  " همزمان با روی کار آمدن دانش حرفه ای و اعتقاد و اطمینان به مهارت و پشتکار است.

 

قانون ارزش اخلاقی ما،تعهد هریک از اعضا برای حمایت و پشتیبانی است، MLMIAبرای همکاران ما و دیگر نتورکرها و عموم مردمی که خدمتگزارشان هستیم تعهد دارد.

+ نوشته شده در  85/01/28ساعت 21:35  توسط حسن  | 

   در مباحث مرتبط با مديريت تغيير، افراد را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: آنهايي كه در برابر تغييرات مقاومت مي‌كنند و آنها كه تغييرات را مي‌پذيرند. تجربه ثابت كرده‌است كه افراد موفق در دسته دوم جاي دارند. آنها نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلكه براي روبرو شدن و پاسخ دادن به تغييرات كاملاً آماده هستند. اگر شما 8 مورد كــــــاربردي كسب و كار نتورك ماركتينگ را به كار ببريد، كارهايتان را ساده‌تر، سودتان را چند برابر و احتمال موفقيت خود را افزونتر خواهيد كرد. اين درسها بر اساس سالها تحقيق و تجربه عملي صدها نتوركر در تمامي نقاط جهان ،كه به درجات بالايي از موفقيت بي سابقه رسيده اند جمع آوری شده است:

 

1 - خودتان را بشناسيد(Self Consciousness):

علايق، مهارتها، تواناييها، ضعفها، قوتها و محدوديتهاي خود را بشناسيد. براي اينكه يك نتوركر در كسب و كار خود موفق شود، از خودگذشتگيهاي بسياري لازم است و شما بايد خود را آماده كنيد. بايد با ديدي بيطرفانه نگاه دقيقي به تمامي نقاط قوت و ضعف خود بيندازيد. تحليل درستي از شخصيت خود داشته باشيد و خود را آنگونه كه واقعا هستيد بپذيريد. خيلي از افراد تنها به دليل آنكه نمي‌توانند نقاط ضعف خود را تشخيص دهند از رفع آنها عاجزند، درحاليكه درصورت شناخت درست از خود مي‌توانند نقاط ضعفشان را رفع و حتي به نقاط قوت تبديل كنند. ضعفهاي خود را ليست كنيد و براي رفع آنها مطالعه و برنامه‌ريزي داشته باشيد. حتي در برخي موارد مي‌توانيد از نظرات مشاورين مرتبط نيز بهر‌ه‌مند شويد. قوتهاي خود را نيز ليست كنيد و براي حفظ، تقويت و اعتلاي آنها مطالعه و برنامه‌ريزي داشته‌باشيد. مطالعات خود را در زمينه خودشناسي افزايش دهيد، در جلسات مربوط به اين زمينه حتما شركت كنيد و نكاتي را كه فرا مي‌گيريد در عمل پياده كنيد.

 

2 - برنامه رو به جلو داشته باشيد(Business Plan):

از ديدگاه صاحبنظران، اصلي‌ترين دليل 80 درصد شكستها در هر كسب و كاري، طي پنج سال نخست، معمولاً پول نيست. بلكه فقدان اطلاعات و دانش صحيح و نداشتن برنامه است. رمز موفقيت شما در اين است كه بدانيد چگونه مي توان با اجراي يك برنامه تجاري(Business Plan) موثر، تصميمات صحيح گرفت. در تهيه اين برنامه حتما نظرات راهبرانتان را نيز جويا شويد و از تجربيات مثبت و منفي آنها در اين تجارت بهره‌ بگيريد. يكي از مزاياي اصلي اين تجارت همين تجربيات همكارانتان است كه بصورت رايگان و بي منت در اختيار شما قرار مي‌گيرد. در تهيه برنامه خود به اصل قرار گرفتن در مرز محافظه‌كاري و رويا پردازي توجه كنيد. بعبارت ديگر مراقب باشيد از هيچكدام از دو لبه پشت بام پرت نشويد.

 

3 – صنعت(Business) خود را بشناسيد:

شما نمي‌توانيد يك پزشك، مهندس، تاجر، مدير، آرايشگر و .... موفقي باشيد بدون آنكه در زمينه تخصصي خود اطلاعات كافي داشته باشيد. بنابراين  اطلاعات خود را درباره اين صنعت ( نتورك ماركتينگ)، تجارت الكترونيك،‌ بازاريابي، مديريت و ... هميشه افزايش دهيد و خود را بروز نگه داريد. سلاح اصلي يك نتوركر در مواجهه با مخالفان و سئوالات (Objections)، اطلاعات است. شما با داشتن اطلاعات كامل و بمباران اطلاعاتي اين افراد،‌ آنها را عملا خلع سلاح خواهيد كرد. در حال حاضر يكي از معيارهاي اصلي افرادي كه تصميم به فعاليت در اين صنعت مي‌گيرند و براي فعاليت با بيش از يك پيشنهاد مواجه مي‌شوند، ميزان اطلاعات و دانش راهبران گروهها در مورد اين صنعت است. هرچه شما در مواجهه با اين افراد اطلاعات بيشتري داشته باشيد و آن را به رخ آنها بكشيد در اثر گذاري برروي تصميم و انتخاب آنها موفقتر خواهيد بود.

 

4 – مشتريان(Customers) خود را درك كنيد:

افراد حاضر در ليست شما مشتريان شما در اين صنعت هستند. بر مشتريان بالفعل ( زير مجموعه‌هايتان) و بالقوه (افرادي كه در آينده وارد مجموعه شما خواهند شد) تمركز داشته باشيد. به نيازها، خواسته‌ها، مسائل و مشكلات آنها توجه كنيد. به آنها كمك كنيد تا بر مشكلاتشان فائق شوند و در مسير درست حركت كنند. هميشه در دسترس باشيد و به آنها اطمينان دهيد كه هميشه به فكر آنها هستيد و واقعا هم اينگونه باشيد. اوقات تنهايي خود را به انديشيدن در خصوص آينده كاري و برنامه‌هايي كه براي افرادتان داريد صرف كنيد. با دوستانتان، همكاران، خويشان و ... كه هنوز وارد مجموعه شما نشده اند ‌ارتباط مناسبي برقرار كنيد. معمولا در دومين يا سومين سئوال از شما، اوضاع كاريتان را از شما خواهند پرسيد. با اشتياق و آب و تاب فراوان از موفقيتهايتان، ورودي‌هاي اين هفته، پورسانتها، برنامه‌هاي تفريحي، فعاليتهاي گروه و ... بگوييد. در رفتار با دوستاني كه پرزنت شده‌اند ولي به شما جواب رد داده‌اند خيلي با احتياط عمل كنيد. آنها نبايد برداشت كنند كه اين كارشان باعث دلخوري و سرخوردگي شما از وي شده‌است، بلكه اين احساس را بايد منتقل كنيد كه آنكه ضرر مي‌كند اوست نه شما، چون به يك فرصت كاري طلايي نه گفته است.

 

5 - روشهاي رهبري(Leadership) سالم را به كار ببريد:

نكته‌اي كه هيچ وقت نبايد فراموش كنيد اين است كه شما مدير سازمانتان(شبكه خود) نيستيد بلكه راهبر شبكه خود مي‌باشيد. با فكر و اراده مجموعه خود را از بالا تا پايين اداره كنيد. شما بايد در تصميمات خود، به نظرات مشتريان (افراد زيرمجموعه) اهميت بدهيد، منابع و زمان را مديريت كنيد، و بدانيد كه چگونه تجارت كرده و كسب و كار را به بهترين وجه ممكن اداره كنيد. از تلاشهاي افراد زير مجموعه خود قدرداني كنيد، آنها باارزشترين سرمايه شما در اين صنعت هستند. با مديران سازمانتان (راهبران فعال زير مجموعه‌تان) در تصميم‌‌گيري‌ها مشورت كنيد (مديريت مشاركتي) و از خودرايي و استبداد مديريتي دوري كنيد. برقلبها مديريت كنيد نه بر فيزيك و اجسام. فنون نوين مديريت و رهبري را بياموزيد و در سازمان خود پياده كنيد. كتابهاي حاوي خاطرات مديران و رهبران موفق و مشهور را مطالعه كنيد و تجربيات آنها را شبيه‌سازي نموده و به طرز صحيحي در شبكه خود پياده كنيد.

 

6 - تصوير و ذهنيت(Image) ممتاز خود را توسعه دهيد:

تصوير و ذهنيتي كه شما ايجاد مي كنيد بسيار مهم است و تمامي حوزه كسب و كارتان را به هم متصل مي‌كند. درست يا غلط، تصويري كه شما از خود در ذهن افراد ديگر ساخته‌ايد ممكن است باعث بهبود يا تضعيف موقعيت شما در اين تجارت شود. تمام تلاش شما در اين كسب و كار بايد بر اين امر استوار باشد كه در نگاه افراد زير مجموعه‌تان به عنوان يك راهبر قابل اتكا، قدرتمند، با دانش،‌ با احساس مسئوليت قوي، انعطاف پذير، خوش برخورد، با پرستيژ و ... و از ديدگاه ساير افراد ليستتان كه هنوز وارد نشده‌اند، به عنوان يك فرد موفق در زندگي و شغل، مسلط بر زندگي و كسب و كار، داراي آرامش و خونسردي، متحول شده پس از ورود به اين كسب و كار، با اخلاق،‌ يك مدير توانمند و ... جلوه‌گر باشيد. فراموش نكنيد كه شما استاندارد و الگوي شبكه خود هستيد و مسئوليت سنگيني از اين بابت متوجه شما مي‌باشد. كوچكترين حركت اشتباهي از جانب شما مي‌تواند خسارات جبران ناپذيري به مجموعه شما وارد كند. هيچ وقت و تحت هيچ شرايطي دروغ نگوييد و با ديگران صادق باشيد. به دوستانتان بفهمانيد كه انجام اين كار چه تحول عظيمي در شخصيت، زندگي و آينده شما ايجاد كرده است. اين كار را به هر طريق ممكن به انجام برسانيد. تاثير فوق‌العاده‌اي بر افرادي دارد كه منتظر ديدن تغيير در شما هستند تا به دعوت شما براي ورود به اين تجارت پاسخ مثبت دهند. آنها صرفا به دنبال تغييرات مادي نيستند. روي آنها مطالعه داشته باشيد و بدانيد كه به چه چيزي علاقمند هستند و متناسب با هركس، تغييرات مورد پسند وي را كه در شما بوجود آمده در معرض ديد وي قرار دهيد. مثلا اگر شخصي قدرت بيان خوبي ندارد و در صورتي كه موقعيت مناسبي براي تقويت قدرت بيان خود پيدا كند از آن فرصت استفاده مي‌كند و انگيزه مالي چندان قوي هم ندارد، شما بايد به جاي به رخ كشيدن پورسانتهايتان، وي را به جلسات گروهتان دعوت كنيد تا تغييراتي كه از جنبه تقويت قدرت بيان در شما بوجود آمده را ببيند. به وي بگوييد كه هيچ كاري را نمي‌تواني پيدا كني كه همه اين مزيتها را باهم يكجا داشته باشد. يعني هم كار باشد و درآمد ايجاد كند، هم فرد به شناخت كاملي از خود برسد. عادتهاي كاري و شخصيتي غلط خود را ترك نمايد و به جاي آن به روش نوين و جهاني فعاليت كند. بتواند در يك جمع چند صد نفره به خوبي صحبت كند، اعتماد به نفس خود را افزايش دهد و ....

 

7 - از حرفه اي‌ها(Leaders) درس بگيريد:

در جلسات راهبران گروهتان حضور مستمر و اثربخش داشته‌باشيد و از تجربيات همكارانتان استفاده كنيد. در مواردي كه پيش بيني مي‌كنيد تصميمتان بر آينده سازمان شما اثر خواهد گذاشت، قبل از آن با راهبرانتان مشورت كنيد و نظرات و تجربيات آنها را جويا شويد. به وبلاگها و سايتهاي مرتبط با اين تجارت سر بزنيد و مطالب جديد آنها را دسته بندي كرده، مطالعه نموده و براي زير مجموعه‌هاي خود نيز ارسال كنيد. از هر فرصتي براي گفتگو و كسب تجربه از راهبران گروهتان در جلسات پاتلاك، برنامه‌هاي تفريحي و ... استفاده كنيد. مسائل و مشكلاتي كه در مجموعه خود با آنها دست به گريبان هستيد را در جلسات راهبران مطرح نموده و از همكارانتان درخواست همفكري نماييد. در صورتي كه بصورت پاره وقت به اين كار مي‌پردازيد، اين نكته را هميشه به خاطر داشته باشيد كه شما به علت محدوديت وقتي، حق اشتباه كردن را در اين كار نداريد، چونكه براي برگشت و تصحيح اشتباهتان با كمبود وقت مواجه هستيد، بنابراين به جاي خلاقيت بايد منطقي باشيد و در اين كار از تجربيات راهبرانتان استفاده كنيد تا به مشكل برنخوريد.

 

8 – در هنگام نياز كمك(S.O.S) بخواهيد:

هيچگاه خود را فارغ از كسب نظر و همفكري راهبرانتان ندانيد. مطمئن باشيد كه تمام مسائلي كه در حال حاضر شما با آنها دست به گريبان هستيد، يك زماني مسائل و مشكلات راهبران شما نيز بوده‌است. در اين مواقع حتما از آنها بپرسيد كه در چنين موقعيتي آنها چه تصميمي گرفتند و چه كرده‌اند. به راهبر خود اعتماد و اعتقاد داشته باشيد و مسائل و مشكلات كاري و حتي شخصي خود را با وي در ميان بگذاريد. مطمئن باشيد كه راهبر شما پس از مطرح شدن مسئله،‌ تا زماني كه يك راهكار مناسب در اختيار شما قرار ندهد، آسوده نخواهد خوابيد

+ نوشته شده در  85/01/28ساعت 21:2  توسط حسن  |