تبليغاتX
لیدرهای وحشتناک

اگر اسیر صفاتی مانند یاس- شکست – تلخی –ناامیدی شده اید  بیائید در گوشه ای با خود خلوت کنید این سوال را از خود بپرسید که چرا من وارد این کار شده ام هدفم از فعالیت در کوئست چیست  ایا  شده است که با ارامش در مورد هدف خود فکر کرده باشید ایا شده است که دقیقا و بصورت واضح هدف خود را مشخص کرده باشید اگر هدفی دقیق و روشن نداشته باشیم هیچ راهکاری برای ما مشخص و راهرو نیست(نبوغ در سادگیست)اسرار دولتمندی را در کوچه و خیابان جار میزنند اما تعداد معدودی انرا میشنوند و طبق ان عمل میکنند نزدیک به 97درصد مردم هیچ وقت به اهدافشان نمیرسند  چون هیچ هدف کمیت یافته ای ندارند انچه انها در سر دارند رویایی خام و ارزویی بیش نیست  انسانهای ارزومند  مانند گدای سر کوچه که با صدای یک سکه بنگ از کله اش میپرد  فقط به دنبال شانس و شرایط خاص میگردند تا با ان حادثه خوشایند خود را ارضاء کنند این انسانها در زندگی همیشه ادمهای تنبل ناامید و شکست خورده هستند و دائم با کوچکترین شرایط بهانه گیری میکنند و تسلیم میشوند . اسیر روزمرگی هستند خود را سرگرم حرفهای عامه میکنند  اما انسانهای هدفمند که همان 3درصد هستند یک سوال از خود میکنند ایا گذشته ای که داشتم و روزگاری که دارم لیاقتم همین است و یا شایستگی بیشتر از این را دارم پس برای رسیدن به اینده ای بهتر از حال و گذشته ام قدم بر میدارم  

همان طور که درامد بالا جزئی از فرایند کار در نت ورک است  به همان اندازه شکست و تلخی  هم جزئی از ان فرایند است

 نت ورک کاری سخت و با درامد بالا و کاری اسان با درامد پایین است  پس هم راه را مشخص کنید هم هدف را .  ان زمانی که شایسته این کار است صرف کنید

 هر وقت رفتارمان  با این کار شایسته بود جوابی را خواهیم گرفت که شایسته ما باشد 

زندگی محبت الهی است و خوب زندگی کردن پاسخ مناسب به خالق ان است

 

اگر خود را شکست خورده بپندارید شکست می خورید.

اگر خود را شکست خورده نپندارید پیروزید .

اگر طالب پیروزی هستید اما فکر می کنید توانایی آنرا ندارید موفق نخواهید شد.

اگر فکر می کنید که می بازید حتما می بازید.

همه چیز به ذهن شما بستگی دارد .

اگر خود را انسانی عاجز و مفلوک می دانید مفلوک و عاجز هستید .

برای رشد کردن باید اوج بگیرید .

برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید .

لزوما قوی ترین ها و سریع ترین ها پیروز نمی شوند. پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود.

 

 

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت 23:10  توسط حسن  | 

سينوريتا نترس از فیلتر شدن ، بیااون با من

تو فیلتر بکن رد شدنش ازمن ....

 

در عصری که در آن زندگی می کنیم و به خصوص در قرنی که گذشت تحولات زیادی در زندگی بشر اتفاق افتاد . تحولاتی که گاه باعث بر هم خوردن تعادل بین کشورها شد . زمانی ارتش قوی لازمه ترقی کشوری می شد و زمانی دیگر وجود مدیری توانا و زمانی داشتن هوش خدادادی و وجود اندیشمندی در یک کشور، جهان را می توانست تغییر دهد . اگر نگوییم دیگر آن اهرم ها برای ترقی یک کشور لزومی ندارد که دارد باید بگوییم اهرمی قوی تر همواره وجود داشته که حالا این اهرم برنده ، تنها عامل و لزوم ترقی یک ملت است این عامل چیزی نیست جز اطلاعات و دانستنی های یک ملت درباره خود و دیگر کشور ها در تمام علوم .چیزی که تنها به واسطه غول رسانه ای میسر می شود رسانه ای که گاه روزنامه بود و در بره ای از زمان رادیو و اینک تلویزیون و نهایتا اینتر نت است.

سالها پیش در زمان رضا شاه ، وی با رادیو های  فارسی زبان مخالف بود چه او مدیری توانا بود در امر ساخت کشور که با تکیه زدن بر تخت شاهی به دیکتاتوری بدل شد که به هر قیمت می خواست ایران را مترقی کند که کرد ولی برای عدم دسترسی ایرانیان داخل کشور از شنیدن نظرات دیگران و اخباری که در خارج از ایران که شاید به نفع او نبود ، دستور منع داشتن رادیو را صادر کرد و برای کسانی که این وسیله را داشته باشند مجازات های شدیدی در نظر گرفته بود .

پیش تر از او شاه های قاجاری که متوجه اثر رسانه عمومی زمان خود یعنی روزنامه - که اکثراروزنامه های پارسی زبان چاپ شده در خارج از ایران بودند ونویسندگان آن روزنامه ها با دیدن تحول جهان خارج از ایران همه تلاش خود را صرف آگاهی مردم درون ایران متمرکز کرده بودند – شده بودند دستور جلوگیری و جمع اوری روزنامه ها را صادر نمودند . حتی دموکرات ترین شاه قاجاری – احمد شاه _  نیز از این قاعده جدا نمود.

برخورد وسانسور با این دوغول رسانه ای زمان گذشته  را باز گفتیم تاریچه ای هم از سانسور در حوزه رسانه تصویری بگوییم . تصویب لایحه ای در مهر 1309 سراغاز سانسور در تاریخ این رسانه بود که همگان را به لزوم داشتن مجوز برای پخش وامی داشت . چیزی که لزوم آن را جامعه مذهبی ایرانی حس کرده بود و بیشتر برای کنترل فیلمهای بود که به فرهنگ واعتقادات مردم لطمه می زد ولی به زودی به حربه ای سیاسی بدل شد واز مسیر خود خارج شد .

بعد از آن در سالهای نه چندان دور ماهواره وارد تمدن بشری شد چیزی که مرزهای فرهنگی  را عملا از بین برد و این بار در زمان جمهوری اسلامی ایران . رهبران باز تصمیم گرفتند به همان راهی روند که پیشینیانشان که خود نیز آنان را قبول ندارند بروند و اصولا سیاست جلوگیری از دسترسی ایرانیان داخل کشور به این شبکه های  ماهواره ای  در دستور کار قرار دادند.

سیاستی شکست خورده که نه در زمانهای گذشته که اصولا دامنه ای کمتر داشت و نه امروز با این نیاز فراوان بشری به دانسته ها حاضر به قبول آن نیستیم . به نقل از آمار های رسمی جمهوری اسلامی نیمی از جوانان ایران امکان دسترسی به ماهواره را دارند . ارزان راحت و فراوان.

در این میان اینترنت و شبکه وب شاید تنها رسانه ای باشد که قبل از ورود آن به ایران بحثی را آغاز کرده که هنوز ادامه دارد و کسی به درستی نتوانسته به سوالات  این حوزه پاسخ دهد.

اینتر نت را برای عقب نماندن از دیگر کشور ها لازم داریم . دسترسی به اینترنت راحت وارزانترین گزینه است ولی همه کس در این فضا حضور دارند از سایتهای مذهبی گرفته تا خبر رسانی های بزرگ و حتی سایت های مخرب سکسی واینک نیز گویند دنیای مجازی در اختیار شیطان است . در ابتدا هدف از فیلتر کردن، سایت های سکسی ومستهجن بود که لزوم داشتن فیلتر را بر همگان اشکار می سازد ولی در برنامه فعلی و اینتر نت ایران بیش از انچه به این موضوع پرداخته شود به دنبال حذف نظر غیر خود هستیم حال چه در داخل کشور چه در بیرون آن . مسدود کردن کشور ونسل جوان آن از این موهبت که اول بار توسط سازمان دفاعی امریکا (پنتاگون ) وبرای مقاصد نظامی ساخته شد و لی اینک کاربردی فرا نظامی و فرا کشوری است . وسیله ای که می تواند کشور های عقب مانده جهان از تکنولو ژ ی را با سرعتی غیر قابل تصور مترقی نماید .آری اگر زودتر چشمها را بگشاییم ودیدمان را باز کنیم و قبل از آنکه وقت بگذرد فاصله و عقب ماندگیمان را با دنیای غرب بوسیله همین وسیله امریکایی طی خواهیم نمود .بدون افتادن در دام اهریم که می گویندب دنبال الوده کردن جوانان ایرانی در اینترنت است .

 

چشمهارا باید شست جور دیگر باید دید

 

در اهمیت اینتر نت و لزوم داشتن آن بسیار قلم فرسایی شده ولی همان کافی است که بدانیم خلیج عربی را همین جوانان ایرانی که آنان را گاه نادان وگاه هرزه می دانند از صحنه نقشه های نشنال جئوگرافی پاک کردند نه دیپلملسی و سیاست خارجی مان . همان ها با همان وب لاگهایی که شاید از دید برخی ها چرند می نوشتند ، وبلاگهایی که گه گاه در لیست فیلترینگ بودند چه هنوز نیز خیلی هایشان هستند خلیج همیشه فارس را به این کشور بازگرداند . واین اغراق نیست زیرا هر چیزی در اینترنت نباشد اصلا وجود خارجی ندارد.مگر می شود ما خلیج را پارسی بدانیم وقتی هیچ نشانی از این کلمه بر معروفترین نقشه های جهان نباشد چیزی که به مدد اینتر نت میسر نشد و همینک شاهد Persian Gulf  بر نقشه های معتبر جهان هستیم .

تا پیش از این رسم بر این بود که لیست سایت ها و وبلاگهایی که باید فیلتر می شدند در اختیار ای اس پی ها قرار می گرفت وآنان نیز به طور کلی طابع همان دستور العمل بودند ودر برخی مواقع نیز برای از دست ندادن مشتریانشان از این امر تخطی می کردند و اینک قرار شده یک هماهنگی در این کار صورت بگیرد و همه توسط یک شرکت و در مجرای ورودی پهنا ی اینترنت کشور صورت بگیرد  . خطراتی را در این کار دیدم که لزوم بازگفتن آن مرا به این نوشته تشویق کرد.

۱- اگر زمان را گرانبها ترین عنصر بدانیم که یک ملت برای آموزش و بدست آوردن تجربه باید هزینه کند هزینه ای که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست باید بگوییم به شهادت تاریخ و تجربه ای که در این مدت طولانی در ضمینه سانسور و نوع وروش انجام آن بدست آورده  ایم معلوم می شود روشمان پاسخگو نیست باید فکری دگر کرد.

۲- نوع برخورد با پدیده هایی مانند سانسور در ضمینه ویدو یا موسیقی کلاسیک نشان داد نه قادریم مردم را از داشتن آن منع کنیم و نه این کار عملی است و نیز انجام سانسور در این ضمینه ها -به روش حذف آن - عملا ضربات مهلکی است که خود به دست خود بر فرهنگمان می زنیم چه باعث می شویم جوانانمان یکراست به سمت الگوهایی کشیده شوند که با فرهنگ ما تناقض دارند !

 

 

هفته نامه پیام بهبهان

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت 23:9  توسط حسن  | 

دوستان و همکاران عزیزی که از وبلاگ ما دیدن میفرمایند      خیلی ممنون از اینکه نوشته های ما را لایق خواندن میدانید لطفا هنگام کپی برداری یک اسمی هم از ما ببرید حداقل  ۴نفر ما را بشناسند   خستگی از تن ما در برود
+ نوشته شده در  84/10/26ساعت 0:20  توسط حسن  | 

اگر به کسی صمیمانه مهر ورزیده باشید

اگر غم دردمندی قلبتان را فشرده و در خلوت گریسته باشید

اگر خطای دوستی را نادیده گرفته باشید

شما امروز غنی تر از دیروزید

 

اگر بسیار خندیده باشید

اگر دست دوستی را که به  سویتان  دراز شده فشرده باشید

اگر با دیدن زیبایی های  طبیعت پی به قدرت روزگار برده باشید

شما امروز غنی تر از دیروزید

 

اگر بدی را با خوبی پاسخ گفته باشید

اگر به بی پناهی پناه داده باشید

اگر برای بدست اوردن صفات بهتر کوشیده باشید

شما امروز غنی تر از دیروزید

 

اگر خواهش اشنایی را براورده کرده باشید

شما براستی امروز غنی هستید  غنی تر از همه افراد جهان 

شما امروز روحی دارید به عظمت اسمان و دریا و قلبی دارید پر مهر و روشن  چون افتاب گرم بهاران و اشکی دارید به صفای شبنم و لطافت گلهای سرخ و درونی دارید به پاکی برف  و زیبایی دمیدن فلق در صبح

+ نوشته شده در  84/10/23ساعت 22:1  توسط حسن  | 

انسان پيرو و مريد انديشه هاي تكان دهنده ايست كه به صورت تلقين وار به خود وارد کرده و حتي لحظه اي نيست كه فكر كند چه باوري در ذهن خود بيتوته كرده است. ساموئل اسمايلز در كتاب «اخلاق» حكايت زني را مي گويد كه شوهرش در مجادلات سياسي به مقام بالايي مي رسد ولي فرجامش در كودتايي ننگين به فرش مي رسد و دشمنان سرزمين به جرم آزاديخواهي او را به دار مي آويزند. زنش در برابر جنازه همسرش كه بر دار آويزان بود گفت: «همسرم! مي دانم، مي بينم، اين بلند ترين مقامي است كه در زندگيت بدست آورده اي»! و اين حكايت چه زيباست اگر انديشه به معناي واقعي آن در تمام بافتهای بدن يك انسان رسوخ كرده باشد و چه باك است كه اگر دشمنان انديشه او را بر سردار بياويزند و راست است كه آن موقع به نهايت آرزويش رسيده است و تو دوست من !  تو كه خوردن و خوابیدن زندگيت را بهترين آرزويت مي پنداري. آيا گمان مي كني كه تو «زندگي» مي كني يا فقط «زنده» هستي؟! اگر مي دانستي كه چه احجافي در حق تو می شود ديگر چنين ساكت و خاموش در گوشه اي نمي نشستي. بدان كه تو مسئول فرداهايت هستي.در اینده اطرافیانت تو را به جرم اينكه «چرا كاري نكردي؟!» به باد ناسزا خواهند گرفت  پس بیائید  دست به دست هم تلاش کنیم  تا امروزمان را بهتر از دیروز کنیم   و فردایی بهتر از امروز داشته باشیم  و در سایه اتحاد و همبستگی که در QI  بدست اورده ایم  به این مهم دست یابیم

 

    این را بدانید که ما امده ایم   تا خورد شویم  و از نو ساخته شویم

+ نوشته شده در  84/10/23ساعت 22:0  توسط حسن  | 

مراقب باش . . . • مراقب افكارت باش، چون افكارت، گفتارت را ميسازد. • مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را ميسازد. • مراقب اعمالت باش، چون اعمالت عادتهايت را مي سازد. • مراقب عادت هايت باش، چون عادت هايت، شخصيتت را ميسازد. • مراقب شخصيتت باش، چون شخصيتت، سرنوشتت را ميسازد.
+ نوشته شده در  84/10/22ساعت 23:51  توسط حسن  | 

 

آموزش ... به معني ايجاد شرايطي براي تغيير دادن رفتار فرد است تغيير رفتار يعني :  چيز جديد ياد گرفتن باعث تكميل ان بخش از ذهن ميشود كه رفتار تغيير ميكند . با توجه به اينكه آگاهي انسان بالا ميرود .. . تغيير رفتار به منظور كاستن يا ازميان برداشتن تفاوت يا فاصله مورد اجرا در مي آيد . تفاوت را ميتوان نياز آموزشي ناميد . اگر تفاوتي در بين رفتار موجود و رفتار مطلوب نباشد ؛ هيچ آموزشي ضرورت نخواهد يافت . در واقع آموزش براي پاسخگويي به يك نياز به مورد اجرا در مي آيد و آموزشي كه نتواند تفاوت هاي تعيين شده را از ميان بردارد اتلاف وقتي بيش نيست . اين را اين طور معنا مي كنم : واقعا بايد تشنه بود .. تشنه فهميدن و خواستن .. اينكه در اطرافمان چه ميگذرد .

آموزش

حال كمي دور و برمان نگاه كنيم . اگر دقت كنيم .. در زندگي روز مره خود آموزش هاي زيادي در اطرافمان هستند كه بي توجه به آن ها از كنارشان رد مي شويم و حتي متوجه نمي شويم كه چه پيام هايي براي ما دارند .

اگر در طبيعت بنگريم .. از همان سحر گاه .. طلوع آفتاب .. سردي هوا .. و مرتب گرم شدنش .. درختان استوار و صداي پرندگان و....

كمي نگاه كنيد !!.. با كساني كه صحبت ميكنيم چه پيامد هايي براي ما دارند . صحبت كردنشان .. نگاه هايشان .. ارتباط هاي ما با آن ها .. مي تواند بهتر باشد يا بد تر . ؟ ميتواند آموزنده باشد ؟ چه كسي فرا مگيرد و چه كسي ياد ميدهد ؟.. شما در روز مرگي چقدر فرا ميگيريد ؟؟.. منظورم خواندن كتاب نيست .. آيا اطلاعات مثبت و شيرين از نوعي كه خود خواسته ايد .و نه جبر كتاب و مدرسه ! وارد ذهنتان كرده ايد ؟؟ .. آيا آن قدر بيتفاوت از كنار شان رد مي شويد كه هر دو طرف براي هم خنثي هستيد .. كمي مرور كنيم زندگي عادي خود را .. مي بنيد .. حتي اجسام صامت نيز براي تو گفتگوهايي دارند .. من نميدانم اسمش را چه بگذارم .. اما ميگذارم ذهن جستجوگر .. ذهن فعال .. ذهن پويا .. هر موقع چنين آمادگي در خود پيدا كرديم .. ديگر تفاوتي نميكند چه رشته باشيم و در چه رشته اي تحصيل ميكنيم .. چه ديني داريم و چگونه عبادت ميكنيم .. چه منصبي داريم و در كدام كشور هستيم .. و چه جنسي داريم .. ايا دختريم يا پسر ؟ و يا چه سن و خصوصيات فردي و اجتماعي اي ......اينجاست كه معناي مثلا : عبادت و دخالت آن در زندگي فردي و اجتماعي را احساس ميكنيم .. يا به خوبي مي فهميد انسان هايي كه روح آرامي دارند مي توانند در مقابل پرودگار خود خشوع كنند و اين خشوع به آن ها ياد ميدهد كه در برابر مردم نيز متواضع باشند .. هيچ چيز با چيز ديگري تضاد ندارد و همه و همه در تعادلند .. تعادل مهم ترين بخش اين كائنات است .. حال اين را به تمامي چيز هايي را كه مي خواهيد ربط دهيد .. گستردگي معنايش را مي خواهم از شما بشنوم ..

قسمت اول صحبت ؛ نيز راجع به آموزش بود .. با اين ذهنيت دوباره مرور مي كنيم .. يعني ذهن پويا .. آن موقع است كه آموزش و ياد دادن و يادگرفتن در ذره ذره پوست و گوشت ما خواهد رفت و هميشه و هميشه در حال فراگيري هستيم .. حتي از ستارگاني كه در شب مي درخشند .. واز كودكاني كه در آغوش مادر مي گريند و در درس فيزيكي كه مي خوانيد و يا اگر و حتي اگر .. در مكاني رفته باشيد كه اموزش هيچ ربطي به فضا نداشته باشد .. حتي در ساندويچ فروشي نيز .. چيزي ياد ميگيريم .. به نظر من اين يعني زندگي ..

منبع :پونه

+ نوشته شده در  84/10/22ساعت 23:49  توسط حسن  | 

-        پیامبر (ص):  علی با ترسو مشورت نکن چون راه را بر تو میبندد و با بخیل مشورت نکن که او تو را از هدفت باز می دارد و با حریص مشورت نکن که او ناگواریها را در نزد تو بزرگ جلوه می دهد . و بدان که ترس بخل و حرص همگی غریزه یکسانی هستند که از سو ظن به خدا سرچشمه می گیرند

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 23:58  توسط حسن  | 

بياييم يك بار هم كه شده ما بشويم

اگر در صحنه نيستي هر كجا كه خواهي باش، چه به نماز ايستاده چه به شراب نشسته.         (دكتر شريعتي)

اگر از خود بپرسيم چه كسي هستيم و كجا هستيم چه پاسخي داريم؟ چه جوابي داريم وقتي كه با وجدان خود تنها هستيم، در مقابل اين سئوال كه چكار مي خواهيم بكنيم؟ خوب كه چه؟!! بدنيا آمده ايم و زنده هستيم پس از چندين دهه هم از اين دنيا مي رويم. خواهش مي كنم به قسمت اخير جمله پيشين برگرديد و به آن تعمق كنيد؛ آري ما هم روزي مي ميريم. هدف اين نوشته يادآوري مرگ نيست. اما فرجام اين نگاشته رابطه تنگاتنگي با مرگ دارد اگر بدان فكر نكنيم. حال مي خواهيم به آن جواب منفي دهيم يا جواب مثبت. فقط بايد به اين پيشنهاد فكر كرد. به نظر شما مگر جاه طلبي چيز بدي است كه ما بگوييم اَخ است و ما كجا و آن كجا. صد البته منظورمان از جاه طلبي نردبان درست كردن ديگران نيست. منظورمان از جاه طلبي مچ گيري نيست. منظورمان از جاه طلبي زير آب زدن نيست. منظورمان از جاه طلبي مثل حزب باد بودن نيست و بالاخره منظورمان از جاه طلبي اين است كه وقتي با مرگ دسته و پنجه نرم مي كنيم دلمان و فكرمان راحت باشد كه كاري در اين جهان انجام داده ايم كه نه تنها مثبت باشد بلكه براي ديگران مفيد باشد. اصلاً بياييم خود خواه باشيم. ديگر نمي خواهيم بگويم منظورمان از خود خواهي چه چيزهايي نيست. بلكه فقط مي خواهم بگويم كه مگر بد است از جاي قبلي خود كمي تكان بخوريم و اندكي به بالاتر برويم. خود قضاوت كنيد آيا منفي است؟! همه اين حرفها را زدم كه بگويم بياييم فكر كنيم به جاي اينكه هر كداممان خود را در يك جزيره متروك و خالي از سكنه فرض بكنيم و افكارمان را دور خود بتنيم و ديگران را مشتي رند فرض كنيم بياييم ماهي يكبار، سالي يكبار، دوسالي يكبار چه فرقي مي كند هر مدتي كه تصميم خواهيم گرفت به هر عنواني در زمينه هاي كاري علمي، فرهنگي، ادبي، هنري و يا هر قضيه اي كه به توافق خواهيم رسيد دور هم جمع شويم. دور هم جمع شويم به تبادل انديشه بپردازيم به كارهاي شايد خارق العاده اي دست بزنيم كه هنگامي كه تنها بوديم هيچگاه به فكرمان نمي رسيد كه بتوانيم آنها را انجام دهيم. پيشنياز اين كار اين است كه اهل مطالعه باشيم. با شور كاري نكنيم بلكه با شعور كاري انجام بدهيم. چرا كه درد اين جامعه پرشور بودن آن است. من فكر نمي كنم كه سن در اين مسئله زياد مهم باشد فقط تنها چيزي كه مهم است يك فكر سالم و خلاق است. مطمئن باشيد اگر كمي با وجدانمان به واضع امر كلنجار برويم و فكر كنيم متوجه خواهيم شد كه چنين كاري شدني است. شايد هزينه اش ما را بترساند. ولي ارزشش را دارد پس: « بياييم يكبار هم كه شده ما بشويم

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 23:54  توسط حسن  | 

پروردگارا :     به من ارامشی  عطا فرما
که بتوانم چیزهایی را که قادر به عوض کردنشان نیستم   بپذیرم

به من شجاعتی عطا فرما

که بتوانم چیزهایی را که میتوانم   عوض کنم 

و بصیرتی که تفاوت این دو را بفهمم

 

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 23:49  توسط حسن  | 

ساده ترین راه برای تغییر نکردن بهانه اوردن است
+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 14:28  توسط حسن  | 

 

2- راه اندازی یک دفتر:سرمایه واقعی شما در این حرفه وقت است.اگر شما رئیسی ندارید معنی اش این نیست که زمان را تلف کنید باید خودتان را سازمان بدهید تا وقتتان را تلف نکنید باید یک دفتر کار در منزل یا محل کار خود داشته باشید.کارت ویزیت داشته باشید تا مردم شما را جدی بگیرند همین که انسان بداند کنترل وضعیت دست خودش است باعث میشود عملکرد بهتری داشته باشیم همین که افراد سازمانتون فکر کنند شما همیشه در دسترس انها هستید  اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت

 

 

3-تعیین اهداف بر اساس بینش ها : بینش و هدف مسیر شما را مشخص میکند کاری که  بینش برای شما انجام میدهد این است که از درون به شما انگیزه میدهد وقتی شما هدفی داشته باشید حاضر هستید همه چیز را تحمل کنید . حاضرید درد را تحمل کنید چون میدونید بخشی از یک فرایند است

هدف  : به درون گرائی –  مکاشفه -  و جسارت نیاز دارد باید جسارت داشته باشید کوتاه نیائید!    قانون 50-50  را رعایت کنید فکر کنید چه دلایل مشخصی برای این کار دارید

هدف و بینشی که دارید را بر روی کاغذ بنویسید در غیر این صورت  یک رویای خام خواهد بود اگر درست حرکت کنید و اخلاق کاری داشته باشید اهداف شما تغییر خواهد کرد  وقتی بینش شما به درستی در قلب و روح شما جای گرفت وقت ان است که به هدف تبدیلش کنیم  بینش باید تحلیل شود تا به هدف برسیم

 

4-اموزش: باید خود را در اختیار یک راهبر قرار دهید و اموزش ببینید اموزش به شما می اموزد چطور رویای خود را عملی کنید و به اهداف برسید و چطور کار کنید

این حرفه میتونه خیلی لذت بخش باشه و بسیار ارضاء کننده . چه از نظر مادی و روحی فقط به شرط اینکه  بدانید چطور درست عمل کنید

شما ممکن است باهوش موفق و صاحب نفوذ باشید اما اگر راه پیگیری این کار را ندانید شکست خواهی خورد

این حقیقت را باید بیاموزید  که همه چیز را در این حرفه نمیدانید و باید اموزش ببینید   سه مهارت A-   باید بدانید که چطور به طور موثر حرفه را معرفی کنید

B -  پاسخگوئی به ایرادات

C -  ساختن سازمان بر اساس اموزش و حمایت

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 13:24  توسط حسن  | 

شروع در مسیر صحیح    (قسمت اول)

 

 

1-  کسب معلومات:در زندگی حتما متوجه میشوید روشی که برای یک امرموفقیت امیز باشد ثابت شده که در امور دیگر هم به عنوان یک چهار چوب ذهنی یا اخلاق کاری هم موفقیت امیز خواهد بود در واقع مطالعات نشان داده که در کارهای تولیدی  یا در زمینه  کارهای تجارتی  اگر کسی که در یک قسمت مثلا حسابداری پیشرفت کرده بردارید وبه قسمت بازاریابی بگذارید  به احتمال زیاد انجا هم پیشرفت میکند   چون همان چهار چوب ذهنی و اخلاق کاری که در حسابداری موجب پیشرفتش شده در جای دیگر هم او را جلو میاندازد. بنابراین انچه شما در این کارمی اموزید شما را در زمینه تجارتهای دیگر هم به یک انسان موفق مبدل میکند. وقتی که صحبت از مسیر صحیح میکنیم  منظورمان ساخت یک اساس و پایه صحیح است که مشخص میکند که شما تا چه اندازه یک مدیر موفق خواهی بود و در نتیجه سازمانی با چه ابعاد میتوانید تشکیل بدهید چطور میشود یک سازمان بزرگ  راه انداخت در ابتدا با دوستان همکاران و اقوام شروع میشود  اما اگر راه را درست ادامه بدهید خواهید دید که سازمانتون پا به کشورهایی میگذارد که خودتان هم انجا نرفته اید . پایه و اساس کار نشان میدهد شما تا چه حد یک مدیر موفق برای سازمانتان میشوید  چون هر سازمان یک راهبر و پیشتاز می خواهد . بهترین پایه و اساس خود شما هستید شما باید از درونتان و با خودتان شروع کنید  باید درک کنید که اگر قرار است  بنیان سازمانتون باشید

A -   اولین کاری که باید بکنید کسب تحصیلات است هر چه میتوانید در مورد  این  صنعت یاد بگیرید  این صنعت  کاری  است  که زندگی  خیلی  از  انسانها را متحول کرد  و انها  را به  استقلال  رسانده  است

و پشتیبان تجارت ازاد بوده است و زمینه ای است که چهره زمین را دگرگون کرده است

- B بعد باید شرکتتان را بشناسید . بنابراین تمام رویدادها را تعقیب کنید

C-  طرح و برنامه : شما باید به همه چیز اگاه باشید در زمینه برنامه نه فقط در زمینه این کار  و اینکه چقدر میتوانید درامد کسب کنید  بلکه این مطلب که اصلا ما بدنبال چی هستیم این برنامه ای که ما به دنبال ان هستیم چه امتیازاتی در برابر برنامه های یکسویه و یا برنامه های ماتریکس و .... دارد چون هر چه که بیشتر بدانید بیشتر باینری را درک میکنید یکی از کارهایی که باید یاد بگیرید این است که چطور به ایرادات و سوالات پاسخ دهید   در واقع علت اصلی که باینری در بازار بد نام شده این است که باینری خیلی سنگین وقدرتمند است و به سرعت پیشرفت میکند و بسیار جدید است در حقیقت  الان تمام شرکتهای جدید از برنامه باینری استفاده میکنند  بخاطر موفق بودن و یکدستی  شرکتهایی مثل گلدکوئست  که تجارت را در یک شکل صادقانه ارائه میکند  . پس دانستن این موارد سودمند و لازم است چون هیچ چیز دلسرد کننده تر از داشتن مدیری نیست که هیچ چیز در مورد تجارت و کار نداند اگر مدیر چیزی  در مورد این حرفه نداند حق ندارد که خود را مدیر بنامد داشتن یک مدیر که بتواند انسان را با دادن اطلاعات دقیق و عمیق و با پشتوانه هدایت کند بسیار الهام بخش است یعنی هر چه میخواهی از او بپرسی . خیلی دلگرم کننده است که مدیری باشید که سازمانتان دور شما جمع شوند !

اگاهی و اطلاعات عمیق : چون چنین اطلاعاتی نتیجه اش خردمندی است هر چه اطلاعات بیشتری داشته باشید به خرد مندی میرسید

همه چیز از تخیل انسان شروع میشود ایا شما میتوانید سازمانتان را در سال اینده تجسم کنید این تخیل و تجسم به تدریج تبدیل به بینش میشود  و بعد

 پردازش این بینش : وقتی بینش داشته باشید در طلب اگاهی حرکت میکنید  میخواهید بیشتر بدانید و اینکه چطور میتوانید به سوی این بینش  حرکت کنید پس بخاطر تمایلتان اگاهی بدست میاورید و بعد   بینش + دانش =  خردمندی

یاد بگیرید چطور از تمامی مهارتهای خدادادی –استعدادهاو اگاهیهایتان  بهره ببرید

منابع این اگاهی و دانش مدیران بالاتر در سازمانتان است مستقیم یا غیر مستقیم . یکی دیگراز منابع اگاهی مدیران  در راه پایینتر هستند

چیزی که در یک زمینه موثر باشد در کارهای دیگر هم موثر است تعالی در یک کار موجب درخشش در کارهای دیگر میشود

شما در حرفه انتقال اطلاعات  و اگاهی هستید هر چه بیشتر بدانید به مدیران اینده و فعلی انتقال خواهی داد هر چه دانش بیشتری داشته باشید  سازمان شما اعتماد بیشتری به شما خواهد داشت

+ نوشته شده در  84/10/20ساعت 15:39  توسط حسن  | 

سلام به همه دوستان

لیدرهای وحشتناک دست به کار شدند

+ نوشته شده در  84/10/18ساعت 23:24  توسط حسن  |