|
(رهبری یعنی توانایی و اراده بسیح زنان و مردان برای تحقق هدفی مشترک و برخورداری از شخصیتی که اعتماد برانگیزد)
چگونگی برخورد رهبران با رویدادها و پیش آمدهای زندگی، نشانه بارز شخصیت آنهاست.بحران، لزوما شخصیت انسان را نمی سازد اما شکی نیست که آن را آشکار می سازد.
انسان در لحظه های دشوار زندگی خویش بر سر دوراهی سازش یا ابراز شخصیت قرار می گیرد.هر وقت که راه ابراز شخصیت را برمی گزیند ، ولو با پیامدهای ناگوار و منفی روبه رو شود، نیرومندتر
می گردد. رشد شخصیت در کانون رشد هر انسانی قرار دارد،چه رهبر باشد و چه نباشد.شخصیت به حرف نیست، به عمل است.
اگر قول و عمل رهبر یکی نبود ، دلیل ضعف را در شخصیت او بیابید.
استعداد خدادادی است، اما شخصیت دست خود ماست.
شخصیت ما به دست خود ما و گزینش خود ماست. هر بار که راهی راانتخاب می کنیم گامی در راه ایجاد شخصیت خود بر می داریم -در شرایط دشوار جا می زنید یا از درون آن راه خود را باز می کنید ، حقیقت را می پیچانید یا زیر بار سنگین آن راست می ایستید،مفت می خورید یا بهای آن رامی پردازید.شخصیت،جای شما رادر دل مردم باز می کند. رهبران راستین همیشه با مردم سر و کار دارند.اگر تصور می کنید که رهبری می کنید اما پیروانی ندارید ، فقط برای خودتان گام برمی دارید.هیچ رهبری نمی توانداز مرز شخصیت خود فراتر رود.
شاید تا حالا آدمهای با استعدادی رو دیدید که بعد از رسیدن به سطحی از کامیابی با سر به زمین خورده اند؟ کلید فهم این پدیده شخصت است.
استیون برگلاس روانشناس و مولف کتاب نشانگان کامیابی می گوید:کسانی که به قله های کامیابی پا می گذارند، اما شالوده شخصیتی لازم برای حفظ آن را ندارند، زیر فشار روحی به سوی فاجعه گام برمی دارند.او معتقد است که در یک یا چند چاله از چهار چاله می افتند:چاله کبر و خود پسندی چاله دردناک احساس تنهایی
چاله ویرانگر ماجراجویی چاله هرزگی جنسی هنگامی که دیگران را در خانه،محیط کار و در جامعه هدایت میکنید،بدانبد که مهم ترین دارایی شما شخصیت شماست.مراقب باشید که مبانی اخلاقی شما مورد شک و تردید قرار نگیرد
*راه های ارتقاء شخصیت:
درزها را پیدا کنید.
الگوها را بیابید.
تقصیر خود را به گردن بگیرید.
شخصیت خود را از نو بسازید.
و بالاخره شخصیت یعنی : درون بزرگتر از برون داشتن... |